المان په اړه

د ويکيپېډيا، وړیا پوهنغونډ له خوا
و اصلی برخی ته ورشی د پلټنې ځای ته ورټوپ کړی

آلمان (آلمان: Deutschland [dɔʏtʃlland])، به طور رسمی جمهوری فدرال آلمان (آلمان: Bundesrepublik Deutschland، درباره این صدا گوش دادن (کمک · اطلاعات))، [e] [8] یک جمهوری مجلس فدرال در مرکز و غرب اروپا است. این شامل 16 ایالت تشکیل دهنده است، مساحتی بالغ بر 357،021 کیلومتر مربع (137،847 مایل مربع) را پوشش می دهد و دارای آب و هوای فصلی فراوانی است. با حدود 82 میلیون نفر جمعیت، آلمان پرجمعیت ترین عضو اتحادیه اروپا است. پایتخت آلمان و بزرگترین شهر بزرگ برلین هستند، در حالی که بزرگترین شهرک آن روهر با مراکز اصلی دورتموند و اسن است. دیگر شهرهای بزرگ کشور عبارتند از: هامبورگ، مونیخ، کلن، فرانکفورت، اشتوتگارت، دوسلدورف، لایپزیگ، برمن، درسدن، هانوفر و نورنبرگ.

قبایل مختلف ژرمنی در دوران قدیم کلاسیک در مناطق شمالی آلمان مدرن زندگی می کنند. منطقه ای به نام Germania در حدود 100 سال قبل ثبت شده است. در طول دوره مهاجرت، قبایل ژرمن به سمت جنوب گسترش یافتند. سرزمین های آلمان از قرن بیستم تشکیل یک بخش مرکزی از امپراطوری روم مقدس را تشکیل می داد [9] در طول قرن شانزدهم، مناطق شمال آلمان به مرکز اصلاحات پروتستان تبدیل شد. پس از سقوط امپراطوری روم مقدس، کنفدراسیون آلمان در سال 1815 شکل گرفت. انقلابهای آلمان 1848-49 به پارلمان فرانکفورت منجر شد که حقوق عمده دموکراتیک را به وجود آورد. در سال 1871، زمانی که اکثر حکومتهای آلمان به امپراطوری آلمان تحت سلطه پروس ادغام شدند، آلمان تبدیل به یک کشور ملی شد. پس از جنگ جهانی اول و انقلاب 1918-19، امپراتوری توسط جمهوری و مجارستان مجددا جایگزین شد. تصادم قدرت نازی ها در سال 1933 منجر به ایجاد دیکتاتوری، جنگ جهانی دوم و هولوکاست شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم در اروپا و دوره اشغال متفقین، دو کشور آلمان به وجود آمد: آلمان غربی، از مناطق اشغال آمریكا، بریتانیا و فرانسه و آلمان شرقی كه از منطقه اشغال شوروی تشکیل شده است. پس از انقلاب های 1989 که به حکومت کمونیست در اروپای مرکزی و شرقی پایان داد، کشور در 3 اکتبر 1990 دوباره متحد شد. [10]

در قرن 21، آلمان یک قدرت بزرگ با یک اقتصاد قوی است؛ این کشور دارای 4 اقتصاد بزرگ جهان با تولید ناخالص داخلی اسمی و پنجمین رقم بزرگ توسط PPP است. به عنوان یک رهبر جهانی در چندین بخش صنعتی و تکنولوژیکی، این کشور بزرگترین صادرکننده و وارد کننده کالاها در جهان است. کشور توسعه یافته با سطح بالایی از زندگی، امنیت اجتماعی و سیستم مراقبت بهداشتی جهانی، حفاظت از محیط زیست و آموزش دانشگاهی رایگان را تامین می کند.

جمهوری فدرال آلمان عضو موسس انجمن اقتصادی اروپا در سال 1957 و اتحادیه اروپا در سال 1993 بود. این بخشی از منطقه شنگن است و در سال 1999 به عنوان یک بنیانگذار منطقه یورو تبدیل شد. آلمان عضو سازمان ملل متحد است ، ناتو، G7، G20 و OECD. آلمان به طور مداوم به خانه های هنرمندان با نفوذ و موفق، فیلسوفان، موسیقیدانان، ورزش، کارآفرینان، دانشمندان، مهندسان و مخترعان شناخته شده است.



نوم پېژندنه کلمه انگلیسی آلمان از زبان آلمانی لاتین است که بعد از جولیوس سزار آن را برای مردمی در شرق راین تصویب کرد. [11] اصطلاح آلمانی Deutschland، originally diutisciu land ("سرزمینهای آلمان") از deutsch (مقایسه هلندی) گرفته شده است، که از "popular" (یعنی متعلق به "diot" یا "diootese" people) متعلق به "Old High German" زبان مردم عادی از لاتین و فرزندان عاشقانه آن. این به نوبه خود از Proto-Germanic * þiudiskaz "محبوب" فرود می آید (همچنین نگاه کنید به Theodiscus شکل لاتین)، مشتق شده از * ئودو، از Proto-Indo-European * tewtéh₂- "مردم"، که از آن کلمه Teuton ها نیز سرچشمه می گیرد. 12]

تاریخ المان مفهوم آلمان به عنوان یک منطقه مجزا در اروپای مرکزی می تواند به فرمانده رم ژولیوس سزار، که به منطقه ناپدید شده در شرق راین به عنوان آلمانی، اشاره دارد، به این ترتیب آن را از Gaul (فرانسه)، که او را فتح کرده بود، نشان می دهد. پیروزی قبایل ژرمنی در جنگ جنگل Teutoburg (9 اکتبر) مانع از انحصار امپراتوری روم شد، هرچند استان های رومی Germaina Superior و Germania Inferior در امتداد راین تاسیس شد. پس از سقوط امپراتوری روم غربی، فرانک ها دیگر قبایل غربی آلمان را فتح کردند. هنگامی که امپراطوری فرانکی در میان وارثان شارلمانی در سال 843 تقسیم شد، بخش شرقی به شرق فرانسیس تبدیل شد. در سال 962، اتو من اولین امپراتور روم مقدس، دولت آلمان قرون وسطی بود.

در قرون وسطی بالا، قوم های منطقه ای، شاهزادگان و اسقفان قدرت به دست امپراطوران به دست آمد. مارتین لوتر، پس از سال 1517، به اصطلاح پروتستان در برابر کلیسای کاتولیک رهبری کرد، زیرا دولتهای شمالی به پروتستان تبدیل شدند، در حالی که ایالتهای جنوبی کاتولیک باقی ماندند. دو قسمت از امپراطوری روم مقدس در جنگ سی ساله (1648-1648)، که به بیست میلیون غیر نظامی که در هر دو بخش زندگی می کردند، ویران شد. جنگ سی ساله آلمان را ویران کرد. بیش از 1/4 جمعیت و 1/2 جمعیت مرد در ایالت های آلمان توسط جنگ فاجعه بار کشته شدند. 1648، پایان مؤثر امپراتوری روم مقدس و آغاز سیستم مدرن ملت-دولت را به رسمیت شناخت و آلمان را به چندین ایالت مستقل مانند پروس، بایرن، ساکسونی و اتریش تقسیم کرد که همچنین زمین های خارج از منطقه را به عنوان " آلمان. " پس از انقلاب فرانسه و جنگ های ناپلئونی (1803-1815)، فئودالیسم از بین رفت و لیبرالیسم و ​​ملی گرایی با واکنش در هم آمیخت. انقلاب مارس 1848 شکست خورد. انقلاب صنعتی اقتصاد آلمان را مدرن کرد، منجر به رشد سریع شهرها و ظهور جنبش سوسیالیستی در آلمان شد. پروس، با سرمایه آن برلین، در قدرت رشد کرد. دانشگاه های آلمان کلاس های کلاس جهانی برای علوم و علوم انسانی شد، در حالی که موسیقی و هنر شکوفا شد. وحدت آلمان (به استثنای اتریش و نواحی آلمانی زبان سوئیس) تحت رهبری فرماندار اتو فون بیسمارک با تشکیل امپراتوری آلمان در سال 1871 به دست آمد که Kleindeutsche Lösung، راه حل کوچک آلمان (آلمان بدون اتریش) را حل کرد. و یا Großdeutsche Lösung، راه حل بزرگ آلمان (آلمان با اتریش)، سابق غالب. ريچستگ جديد، يک مجلس منتخب، تنها در دولت امپريالي نقش محدودي داشت. آلمان به قدرت های دیگر در گسترش استعمار در آفریقا و اقیانوس آرام پیوست.

آلمان قدرت قومی در قاره بود. تا سال 1900، اقتصاد صنعتی که به سرعت در حال گسترش است، بریتانیا را به تصویب رساند، به مسابقات دریایی و سیاست خارجی تهاجمی اجازه می دهد. آلمان سربازان مرکزی در جنگ جهانی اول (1918-1914) را علیه فرانسه، بریتانیا، روسیه و (به سال 1917) ایالات متحده هدایت کرد. آلمان به دلیل ناکامی و بخشی اشغال شده، مجبور به پرداخت معافیت های جنگی توسط معاهده ورسای شد و از مستعمرات آن و همچنین مناطق لهستانی و الزز-لورن حذف شد. انقلاب آلمان 1918-1911 امپراتور و پادشاهان و شاهزادگان مختلف را که منجر به ایجاد جمهوری ویمار، دموکراسی پارلمانی ناپایدار شده بود، کنار گذاشت.

در اوایل دهه 1930، رکود جهانی در سراسر جهان به سختی به آلمان ضربه زد، بیکاری افزایش یافت و مردم اعتماد به دولت را از دست دادند. در سال 1933، حزب نازی تحت آدولف هیتلر به قدرت رسید و به سرعت یک رژیم توتالیتر را ایجاد کرد. مخالفان سیاسی کشته یا زندانی شدند. سیاست خارجی آلمان ناسیونال با هدف ایجاد یک آلمان بزرگ، که در نتیجه آن را مجددا در راینلند در سال 1936 مشاهده کرد، افزودن اتریش در Anschluss و بخشی از چکسلواکی با موافقت نامه مونیخ در سال 1938 (اگر چه در سال 1939 هیتلر قلمرو بیشتری از چکسلواکی را امتحان کرد) و حمله اش به لهستان در تاریخ 1 سپتامبر 1939 که جنگ جهانی دوم را آغاز کرد. پس از تشکیل یک پیمان با اتحاد جماهیر شوروی در سال 1939، هیتلر و استالین اروپای شرقی را تقسیم کردند. پس از "جنگ فانی" در بهار 1940، ریزگردهایی آلمان، اسکاندیناوی، کشورهای کمرو و فرانسه را جابجا کرد، و کنترل آلمان را تقریبا در تمام اروپای غربی به دست گرفت. هیتلر در ژوئن 1941 به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد. در آلمان، اما عمدتا در مناطق اشغالی آلمان، برنامه ی نسل کشی اساسی که هولوکاست نامیده می شد، شش میلیون یهودی و همچنین پنج میلیون نفر دیگر از جمله لهستانی ها، رومی ها، روس ها، شوروی ها و غیر روسی) و دیگران. در سال 1942، تهاجم آلمان به اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد تحت اشغال توسط متحدان، سرزمین های آلمان تقسیم شدند، اتریش دوباره یک کشور جداگانه ساخته شد، انزجار رخ داد، و جنگ سرد منجر به تقسیم کشور به غرب آلمان دموکراتیک و آلمان شرقی کمونیست شد. میلیون ها آلمانی قومی از مناطق کمونیستی به آلمان غربی فرار کردند که رشد سریع اقتصادی را تجربه کردند و در اروپای غربی به اقتصاد غالب تبدیل شدند. آلمان غربی در دهه 1950 تحت حمایت ناتو، اما بدون دستیابی به سلاح های هسته ای، دوباره احیا شد. دوستی فرانسه و آلمان مبنای یکپارچگی سیاسی اروپای غربی در اتحادیه اروپا بود. در سال 1989، دیوار برلین نابود شد، اتحاد جماهیر شوروی سقوط کرد و آلمان شرقی در سال 1990 با آلمان غربی روبرو شد. در سالهای 1998-1999، آلمان یکی از کشورهای مؤسسۀ منطقه یورو بود. آلمان یکی از قدرت های اقتصادی اروپا است که حدود یک چهارم از تولید ناخالص داخلی سالیانه یورو را در اختیار دارد. در اوایل سال 2010، آلمان نقش مهمی در تلاش برای حل بحران یورو یورو، به ویژه در مورد یونان و دیگر کشورهای جنوب اروپا ایفا کرد. در اواسط دهه، این کشور با بحران مهاجران اروپایی به عنوان گیرنده اصلی پناهجویان از سوریه و دیگر مناطق دچار مشکل شد.

پیش از تاریخ [ویرایش منبع]

جمجمه Steinheim حداقل 250،000 ساله است کشف ماندر مور 1 در سال 1907 نشان می دهد که انسان های باستانی در آلمان حداقل 600،000 سال پیش حضور داشتند. [1] قدیمیترین سلاحهای شکار کامل در هر نقطه از جهان در معدن ذغال سنگ در Schoningen، آلمان در سال 1995 کشف شد که در آن 3 بلوک چوبی 380،000 ساله 6-7.5 فوت (1.8 تا 2.3 متر) کشف شد. [2] دره ناندر در آلمان مکانی بود که اولین فسیل انسانی غیر مدرن در سال 1856 کشف و شناسایی شد. گونه جدید انسان به نام انسان نئاندرتال نامگذاری شد. فسیل های نئاندرتال 1 اکنون 40،000 ساله شناخته شده اند. در سن مشابه، شواهدی از انسانهای مدرن در غارهای شبه جورا در نزدیکی اولم یافت شده است. یافته ها شامل 42،000 ساله استخوان پرنده و فلوت های عاج ماموت است که قدیمی ترین سازهای موسیقی است که تا کنون یافت شده است [3] عتیقه یخی 40،000 ساله Löwenmensch که قدیمی ترین هنر بی قید و شرطی است که تا به حال کشف شده است [4] و زهره 3500 ساله Hohle Fels که قدیمی ترین هنر بی نظیر انسانی انسان است که تا کنون کشف شده است. [5]


قبایل ژرمنی، 750 سال قبل از میلاد - 768 میلادی [ویرایش]

مهاجرت و فتح [ویرایش]

قوم گراي قبيله هاي ژرمني توسط [چه كسى] تصور مى شود كه در دوران برنز شمالى يا آخرين دوران عصر آهن پيش روم رخ داده است. از خانه های خود در جنوب اسکاندیناوی و شمال آلمان، قبیله ها در قرن 1 پیش از میلاد، جنوب، شرق و غرب را گسترش دادند، [6] در تماس با قبایل سلتیک گیل و نیز با ایرانیان، [7] بالتیک [8 ] و فرهنگ های اسلاوی در اروپای مرکزی و شرقی [9]

محققان جزئياتي از فعاليت زودهنگام ژرمن را به جز از طريق تعاملات قبلي با امپراتوري روم، از طريق پژوهش هاي رياضي و يافته هاي باستان شناختي مي دانند. [10]

در سالهای اول قرن اول میلادی، لژیونهای رومی، در تلاش برای گسترش مرزهای امپراتوری و کوتاه کردن خط مرزی خود، اقدامات طولانی در آلمان، ناحیه شمال دانوب بالا و شرق راین انجام دادند. رم چندین قبیله ژرمنی مانند چروسوی را تسخیر کرد. قبایل با تاکتیک های رومی جنگ آشنا شدند و هویت قبیله ای خود را حفظ کردند. در سال 9 هجری قهرمان چروسکی که رومیان را به عنوان آرمانیوس شناخته بود، ارتش رومی را در نبرد جنگل توتوبورق شکست داد و پیروزی را با توقف پیشرفت رومیان به سرزمین های آلمان و نشانگر آغاز تاریخ تاریخ آلمان ثبت کرد. [11] [12] [نیاز به نقل قول برای تأیید] بخشی از قلمرو آلمان مدرن که در شرق راین قرار دارد، در خارج از امپراتوری روم باقی می ماند. با گذشت 100 سالگی، زمان گرامیداسیون تاسیتوس، قبایل ژرمنی در طول مرزهای رومی در امتداد راین و دانوب (لیمو ژرمنیکوس) قرار داشتند و اکثر مناطق آلمان مدرن را اشغال می کردند؛ با این وجود، رم امپراطور رم منطقه ای را بعدا در کشورهای مدرن اتریش، بادن-وورتمبرگ، جنوب بایرن، جنوب هس، زارلند و راینلند به عنوان استان های رومی (Noricum، [13] Raetia، [14] و Germania [15]) تشکیل داد. استان های رومی آلمان غربی، آلمانی آلمانی (با سرمایه ای که در کلنیا کلودیا آرا Agrippinensium واقع شده است، کلن مدرن) و Germaine Superior (با سرمایه آن در Mogontiacum مدرن مینز)، به طور رسمی در 85 AD بعد از دوره طولانی نظامی اشغال آغاز شده در سلطنت امپراطور روم آگوستوس (27 ق.م.- 14 نوامبر). [16 فرانکس امپراتوری [ویرایش]

پس از سقوط امپراتوری غربی روم در قرن پنجم، فرانک ها، مانند دیگر اروپای غربی اروپایی پس از رومی ها، به عنوان یک اتحادیه قبیله ای در منطقه راین وستر به نام «استرالیا» شناخته می شوند، اکنون فرانکوشیا. آنها بسیاری از قلمرو روم سابق را جذب کردند، به طوری که در غرب به غول در 250 سال پیش بر خلاف Alamanni تا جنوب آن در Swabia گسترش یافتند. پادشاه Frankish شاهزاده کلوویس I، از سلسله Merovingian، تا کنون 500 قبیله فرانکی را متحد کرده است و تمام Gaul را [28] و پادشاه برخی از زمان از 509 به 511 اعلام شد. [لازم به ذکر است] Clovis، بر خلاف سنت از حاکمان آلمانی زمان، به طور مستقیم به کاتولیک رومی تعمید یافتند و نه آریانیسم، و جانشینان او با نزدیک شدن به مسیحیان پاپ، در میان آنها سنت Boniface. اعتقاد فرانک ها، اندازه وسیعی از فرانسیس و کنترل فرانک ها از گذرگاه های آلپ ها، منجر به اتحاد میان قلمرو مرووینژین شد که 750 ساله در آن زمان گله و شمال غرب آلمان را گسترش داد تا Swabia، Burgundy (و با توجه به گسترش پاپ در روم علیه لومبارد ها، که اکنون بزرگترین تهدید به مقدسین است. [28] فرستاده پاپ به شارل مارتل، شهردار قصر، در سال 732 پس از پیروزی خود در "نبرد تورها"، فرستاده شد، هرچند این اتحاد با مرگ چارلز به پایان رسید و پس از جنگ داخلی فرانچس تمدید شد. [29]

پادشاهان Merovingian از فرانکهای آلمانی در 486 میلادی غول شمال غول را غارت کردند. سوابیا تحت امپراطوری فرانک در 496، پس از نبرد Tolbiac، تبدیل شد. در سال 530 زکشان ها و فرانک ها پادشاهی تورینگن را نابود کردند. در قرون پنجم و ششم، پادشاهان Merovingian تعداد کمی از قبایل و پادشاهی دیگر ژرمن را به دست آوردند. پادشاه Chlothar I (حاکم 558-561) بخش عمده ای از آنچه که در حال حاضر آلمان است و اعزامی به ساکسونی را تصویب، در حالی که جنوب شرقی آلمان مدرن تحت تاثیر Ostrogoths باقی مانده است. ساکنان منطقه را به رودخانه Unstrut تقسیم کرده اند. Merovingians مناطق مختلف امپراطوری Frankish خود را تحت کنترل نیمکره های مستقل - فرانک ها و یا حاکمان محلی قرار داده است. [30] مستعمرات فرانکس [توسط آنها] تشویق شدند تا به سرزمین های تازه فتح شده حرکت کنند [31] در حالی که اجازه می داد قوانین خود را حفظ کنند، [32] قبایل محلی ژرمن با فشار برای پذیرش مسیحیت غیر آری مواجه بودند. [33]

سرزمینهایی که بعدها به بخشی از آلمان مدرن تبدیل شدند، در منطقه ای استرالیا (به معنی «سرزمین شرقی»)، بخش شمال شرقی پادشاهی فرانکو Merovingian بود. به طور کلی، اتراسیا بخشی از امروزه فرانسه، آلمان، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند را تشکیل می دهد. پس از مرگ فرانسوی فرانسوی کلوییس من در سال 511، چهار پسر او، پادشاهی خود را از جمله اتراسیا تقسیم کردند. اقتدار بیش از آستراسیا از خودمختاری به سلطنت سلطنتی به عقب و جلو رفت، به عنوان پادشاهان Merovingian پیوسته به طور متقابل اتحاد و تقسیم زمین های فرانکس [34]

در سال 718، چارلز مارتل، شهردار فرانکس کاخ، به دلیل کمک خود برای نئیستریها، علیه ساکنین جنگید. پسرش Carloman یک جنگ جدید علیه زکسینی در 743 آغاز کرد، زیرا ساکنان کمک دوک Odilo از بایرن را دادند. [نیازمند منبع]

در سال 751، Pippin III، شهردار قصر تحت پادشاهی Merovingian، خود را به عنوان پادشاه به عهده گرفت و توسط کلیسا ماندگار شد. در حال حاضر پادشاهان فرانکس به عنوان محافظان پاپ، و چارلز بزرگ (که فرانک ها را از 774 تا 814 برپا کرد)، یک مبارزۀ نظامی چند دهه ای علیه رقبای فرانسوی فرانس، ساکسون ها و آوارز کمپین ها و قیام های جنگ زاکسن از 772 تا 804 ادامه داشت. فرانک ها سرانجام سكصن ها و آوارها را غارت كردند، مردم را مجبور كردند به مسیحیت تبدیل كنند و اراضی خود را به امپراطوری كارولینگ اضافه كردند.


آلمان در طول جنگ سرد، 1945-1990 [ویرایش منبع]


در نتیجه شکست آلمان نازی ها در سال 1945 و شروع جنگ سرد در سال 1947، این کشور بین دو بلوک جهانی در شرق و غرب، دوره ای شناخته شده به عنوان تقسیم آلمان تقسیم شد. میلیونها پناهنده از اروپای مرکزی و شرقی به غرب رفتند، بیشتر آنها به غرب آلمان. دو کشور ظهور کردند: آلمان غربی دموکراسی پارلمانی بود، عضو ناتو، یکی از اعضای بنیانگذار اتحادیه اروپا و یکی از بزرگترین اقتصادهای جهان و تحت کنترل آمریکا بود، در حالی که آلمان شرقی دیکتاتوری کمونیست تمامیتی بود که توسط اتحاد جماهیر شوروی که ماهواره ای از مسکو بود. با فروپاشی کمونیسم در سال 1989، پیروزی در شرایط غرب آلمان پیگیری شد.

هیچکدام از قدرت اقتصادی و مهندسی آلمان تردید نداشتند؛ سوال این بود که مدت زمانیکه خاطرات تلخ جنگ باعث می شود اروپایی ها به بی اعتمادی به آلمان بپردازند و این که آیا آلمان می تواند نشان دهد که توتالیتاریسم و ​​نظامی را رد کرده و دموکراسی و حقوق بشر را پذیرفته است. هرج و مرج پس از جنگ [ویرایش منبع]

تعداد کل جنگجویان آلمانی، 8 تا 10 درصد از جمعیت پیش از جنگ با 69000000 نفر یا بین 5.5 میلیون تا 7 میلیون نفر بود. این شامل 4.5 میلیون نفر در ارتش و بین 1 تا 2 میلیون غیر نظامی بود. هرج و مرج 11 میلیون کارگر خارجی و POW ها باقی مانده بود، در حالی که 14 میلیون پناهنده آواره از شرق و سربازان به خانه بازگشت. [207] در طول جنگ سرد، دولت آلمان غربی، به علت پرواز و اخراج آلمانی ها و از طریق کار اجباری در اتحاد جماهیر شوروی، تعداد تلفات 2.2 میلیون غیرنظامی را تخمین زد. [نیازمند منبع] این رقم تا سال های 1990، زمانی که برخی از مورخان تلفات مرگ در 500،000 تا 600،000 مورد تایید قرار گرفت. [208] در سال 2006، دولت آلمان موضع خود را تأیید کرد که 2.0-2.5 میلیون مرگ و میر رخ داده است.



بعد از سال 1945 مرزهای منطقه را اشغال کردند. برلین، اگر چه در منطقه شوروی، نیز در میان چهار قدرت تقسیم شد. مناطق به رنگ سفید به شرق به لهستان و اتحاد جماهیر شوروی (در حال حاضر روسیه) در کنفرانس پوتسدام، آلمان به چهار منطقه نظامی اشغال شده توسط اتحاد ها تقسیم شد و تا 1949 استقلال نیافت. ولایات شرق رودخانه های اودر و نایس (خط Oder-Neisse) به لهستان و لیتوانی منتقل شدند [209] و روسیه (منطقه کالینینگراد)؛ 6.7 میلیون آلمانی که در لهستان زندگی می کنند و 2.5 میلیون نفر در چکسلواکی مجبور به حرکت به سمت غرب بودند، اما اکثر آنها قبل از پایان جنگ باقی مانده بودند. [210]

بیشترین مقامات رژیم صهیونیستی را ترك كردند، زندانی كردند یا اعدام كردند، اما بیشترین مقامات غیر نظامی و متوسط ​​و پایین به طور جدی تحت تاثیر قرار نگرفتند. طبق توافق متفقین در کنفرانس یالتا، میلیون ها نفر از نیروهای پلیس به عنوان نیروی کار توسط اتحاد جماهیر شوروی و سایر کشورهای اروپایی مورد استفاده قرار گرفتند. [211] در شرق، شوروی ها مخالفان را خرد کردند و یک دولت پلیس دیگر را تحویل دادند، اغلب با استفاده از نازی های سابق در مقابله با استاسی. شوروی ها حدود 23 درصد از GNP آلمان شرقی را برای جبران خسارات استخراج کرد، در حالیکه در غرب، بازپرداخت ها یک عامل جزئی بودند. [212]

در سال 1945-46 شرایط مسکن و غذا بد بود، چون اختلال در حمل و نقل، بازارها و امور مالی باعث بازگشت به حالت عادی شد. در غرب، بمباران چهارمین مؤسسه مسکن را نابود کرد [213] و بیش از 10 میلیون پناهنده از شرق در بسیاری از جمعیت در اردوگاه ها شلوغ شده بودند. [214] تولید مواد غذایی در سالهای 1946-1946 تنها دو سوم از سطح پیش از جنگ بود، در حالی که حمل و نقل دانه و گوشت - که معمولا 25٪ مواد غذایی را تامین می کرد - دیگر از شرق وارد نشد. علاوه بر این، پایان جنگ سبب گردید که مقادیر زیادی مواد غذایی از کشورهای اشغال شده که در طول جنگ در آلمان دست داشته اند دستگیر شود. تولید زغال سنگ 60 درصد کاهش یافته است که تاثیر منفی آب و هوایی بر راه آهن، صنعت سنگین و گرمایش داشته است. [215] تولید صنعتی در پایان سال 1949 بیش از نصف کاهش یافت و تنها در پایان سال 1949 به سطح پیشاور رسیده بود. [216]

سیاست اقتصادی متحد در ابتدا یکی از خلع سلاح های صنعتی بود به علاوه ساخت بخش کشاورزی. در بخش های غربی، اکثر کارخانه های صنعتی دارای آسیب کمتری نسبت به بمب بود و آلیزها 5٪ از کارخانه های صنعتی را برای بازپرداخت تخریب کردند. [217]

با این حال، deindustrialization غیر عملی بود و ایالات متحده به جای آن خواستار یک پایگاه صنعتی قوی در آلمان بود، به طوری که می تواند بهبود اقتصادی اروپا را تحریک کند. [218] ایالات متحده غذا را در سالهای 1945 تا 1947 حمل کرد و در سال 1947 وام 600 میلیون دلار برای بازسازی صنعت آلمانی به دست آورد. تا ماه مه 1946، از بین بردن ماشین آلات به لطف لابی با ارتش ایالات متحده به پایان رسید. دولت ترومن در نهایت متوجه شد که بهبود اقتصادی در اروپا بدون بازسازی پایگاه صنعتی آلمان که قبلا وابسته بود، نمی توانست پیش رود. واشنگتن تصمیم گرفت که یک "اروپا صلح آمیز و پررونق نیاز به کمک اقتصادی یک آلمان پایدار و مولد دارد." [219] [220 در سال 1945 قدرت های اشغالگر تمام روزنامه ها را در آلمان گرفت و نفوذ نازی ها را از بین بردند. مقر اشغال آمریکا، دفتر نظامی دولت ایالات متحده (OMGUS) روزنامه خود را در مونیخ، Die Neue Zeitung آغاز کرد. این توسط مهاجران آلمانی و یهودیان که قبل از جنگ به ایالات متحده فرار کرده بودند، ویرایش شده بود. مأموریت آن تشویق به دموکراسی بود که آلمانی ها را به چگونگی عملکرد فرهنگی آمریکایی ها تشویق کرد. این مقاله با جزئیات مربوط به ورزش، سیاست، کسب و کار، هالیوود و مد ها و همچنین امور بین الملل پر شده است. [221] شرق آلمان [ویرایش]


ارich Honecker و مهمانان افتخاری مانند میخائیل گورباچف ​​40 سال (و آخرین) سالگرد رژیم سوسیالیست جمهوری دموکراتیک آلمان در 7 اکتبر 1989 را جشن می گیرند. در سال 1949، منطقه شوروی به عنوان "حزب دموکراتیک دویچه" (DDR) ("جمهوری دموکراتیک آلمان" - "GDR"، به سادگی اغلب "شرق آلمان") تحت کنترل حزب اتحاد سوسیالیستی تبدیل شد. هیچ کشوری تا سال 1950 ارتش قابل توجهی نداشت، اما آلمان شرقی استاسی را به یک پلیس مخفی قدرتمند تبدیل کرد که در هر جنبه ای از جامعه نفوذ کرد. [222]

آلمان شرقی یک کشور بلوک شرق تحت کنترل سیاسی و نظامی اتحاد جماهیر شوروی از طریق نیروهای اشغالگر و پیمان ورشو بود. قدرت سیاسی تنها توسط اعضای برجسته (پلیتبرو) حزب اتحاد جماهیر سوسیالیست (SED) تحت کنترل کمونیستی اعدام شد. یک نظام فرماندهی شوروی سبک بود؛ بعد از آن GDR تبدیل به پیشرفته ترین کشور Comecon شد. در حالی که تبلیغات آلمان شرقی بر مبنای مزایای برنامه های اجتماعی دولت آلمان و تهدید مداوم تهاجم آلمان غربی بود، بسیاری از شهروندانش به آزادی های سیاسی و رونق اقتصادی دست یافتند. [223] والتر اولبریچت (1973-1893) رئیس حزب از سال 1950 تا 1971 بود. در سال 1933، اولبریچ به مسکو فرار کرد و در آنجا به عنوان عامل کمینترن وفادار به استالین خدمت کرد. وقتی جنگ جهانی دوم به پایان رسید، استالین او را وظیفه طراحی سیستم آلمانی پسا جنگ داد که تمام قدرت را در حزب کمونیست متمرکز کند. Ulbricht معاون نخست وزیر در سال 1949 و دبیر اجرایی حزب اتحاد جماهیر سوسیالیست (کمونیست) در سال 1950 شد. [224] در سال 1961 حدود 2.6 میلیون نفر از آلمان شرقی فرار کرده بودند، هنگامی که دیوار برلین را برای جلوگیری از آنها ساختند - کسانی را که تلاش می کردند، تیراندازی می کردند. آنچه که GDR نامیده شد «دیوار محافظ ضد فاشیست» یک خجالت بزرگ برای این برنامه در طول جنگ سرد بود، اما آلمان شرقی را تثبیت کرد و فروپاشی آن را به تعویق انداخت. [225] [226] Ulbricht قدرت را در سال 1971 از دست داد، اما به عنوان رئیس جمهور اسمی نگهداری شد. او جایگزین او شد زیرا او موفق به حل بحران های اقتصادی در حال رشد مانند اقتصاد فزاینده در سال های 1969-1970، ترس از قیام مردمی دیگر که در سال 1953 رخ داده بود، و اختلاف بین مسکو و برلین ناشی از سیاست های اندرکنش اولبریچ نسبت به غرب بود.

انتقال به ارich Honecker (وزیر امور خارجه از سال 1971 تا 1989) منجر به تغییر در جهت سیاست ملی و تلاش های پولیت بورو برای توجه بیشتر به شکایات پرولتاریا. با این وجود، طرح های هانکر موفق نبود، زیرا مخالفان در میان جمعیت آلمان شرقی رو به افزایش بودند. فرهنگ آلمان شرقی توسط کمونیسم و ​​به ویژه استالینیسم شکل گرفت. آن را توسط روانشناس شرق آلمان هانس یوآیکیم مااز در سال 1990 مشخص شد که در نتیجه سیاست های کمونیستی در میان آلمانی ها در شرق به وجود آمده است که بیان شخصی را که از آرمان های مورد تایید دولت منع شده است و از طریق اجرای اصول کمونیستی توسط نیروی فیزیکی و سرکوب فکری توسط سازمان های دولتی، به ویژه Stasi [227] منتقدان دولت آلمان شرقی ادعا کرده اند که تعهد دولت به کمونیسم، یک ابزار توخالی و غریزی از نخبگان حاکم است. برخی از محققان این استدلال را به چالش کشیده اند که ادعا می کنند که حزب به پیشبرد دانش علمی، توسعه اقتصادی و پیشرفت اجتماعی متعهد است. با این حال، اکثریت قریب به اتفاق، ایده آل های کمونیست ایالتی، چیزی بیش از یک روش فریبنده برای کنترل دولت نبود. [227]

بر طبق مورخ آلمانی یورگن کوکا (2010): مفهوم سازی GDR به عنوان یک دیکتاتوری به طور گسترده پذیرفته شده است، در حالی که معنای دیکتاتوری مفهوم متفاوت است. شواهد عظیم جمع آوری شده است که حاکی از خصومت سرکوبگرانه، غیردموکراتیک، غیرالبرال و غیر پلورالیستی رژیم دودمان و حزب حاکم آن است. [228]

آلمان غربی (جمهوری بن) [ویرایش منبع]


در سال 1949، سه منطقه اشغال غربی (آمریکایی، بریتانیایی و فرانسوی) به جمهوری فدرال آلمان (FRG، آلمان غربی) متصل شدند. حکومت تحت کنگره آداناوئر، کنسولگری و ائتلاف محافظه کار CDU / CSU تشکیل شد. [229] CDU / CSU در بیشتر دوره از سال 1949 در قدرت بوده است. پنتنم بن بود تا زمانی که در سال 1990 به برلین منتقل شد. در سال 1990، FRG آلمان شرقی را جذب کرد و سلطنت کامل بر برلین را به دست گرفت. در تمام نقاط، آلمان غربی بزرگتر و غنیتر از آلمان شرقی بود که تحت کنترل حزب کمونیست دیکتاتوری شد و تحت نظارت روسیه قرار گرفت. آلمان، به ویژه برلین، یک کابین خلبان از جنگ سرد بود، با ناتو و پیمان ورشو مونتاژ نیروهای نظامی عمده در غرب و شرق. با این حال، هرگز جنگی وجود نداشت. [230]

معجزه اقتصادی [ویرایش منبع]


فولکس واگن یک نماد بازسازی غرب آلمان بود. غرب آلمان در اوایل دهه 1950 (Wirtschaftswunder یا "معجزه اقتصادی") شروع به رشد اقتصادی طولانی کرد. [231] تولید صنعتی از سال 1950 تا 1957 دو برابر شد و تولید ناخالص داخلی سالانه به میزان 9 یا 10 درصد افزایش یافت که باعث رشد اقتصادی تمام اروپای غربی شد. اتحادیه کارگری سیاست های جدید را با تاخیر در افزایش دستمزد، اعتصابات حداقل، حمایت از مدرن سازی تکنولوژیکی و سیاست تصمیم گیری (Mitbestimmung)، که شامل یک سیستم حل و فصل شکایات رضایتبخش و همچنین نمایندگی کارگران در هیئت مدیره شرکت های بزرگ بود، حمایت کرد. [232] بهبود با اصلاحات ارزی در ژوئن سال 1948، کمک های ایالات متحده از 1،4 میلیارد دلار به عنوان بخشی از برنامه مارشال، شکستن موانع تجاری قدیمی و شیوه های سنتی و باز شدن بازار جهانی، تسریع شد. [233] آلمان غربی مشروعیت و احترام را به دست آورد، زیرا شهرت وحشتناکی را که آلمان تحت نازی ها به دست آورد، رها کرد.

آلمان غربی در ایجاد همکاری اروپا نقش مهمی ایفا کرد. در 1955 به ناتو پیوست و در سال 1958 یکی از اعضای بنیاد جامعه اقتصادی اروپا بود. 1948 اصلاح ارز [ویرایش منبع]


رویداد مهمترین و موفقترین سیاست، اصلاحات ارزی 1948 بود. [234] از دهه 1930، قیمت ها و دستمزد کنترل شده بود، اما پول زیاد بود. این بدان معنا بود که مردم داراییهای کاغذی بزرگ را جمع کرده بودند و قیمت ها و دستمزد رسمی، واقعیات را انعکاس نیافت، چرا که بازار سیاه بر اقتصاد حکمرانی می کرد و بیش از نیمی از تمام معاملات غیر رسمی بود. در تاریخ 21 ژوئن 1948، متحدان غربی پول قدیمی را باختند و جایگزین آن با مارک دویچه جدید با نرخ 1 در هر 10 پیر شد. این 90 درصد از بدهی های دولت و خصوصی و همچنین پس اندازهای خصوصی را از بین برد. قیمت ها کنترل نشده و اتحادیه های کارگری با وجود افزایش 25 درصدی قیمت ها موافقت کردند که 15 درصد افزایش دستمزدها را بپذیرند. نتیجه این بود که قیمت محصولات صادراتی آلمان ثابت باقی ماند، در حالیکه سود و درآمد صادرات افزایش یافت و به اقتصاد بازگشت. اصلاحات ارزی همزمان با مبلغ 1.4 میلیارد دلاری در برنامه مارشال که از ایالات متحده آمریکا بود، که عمدتا برای سرمایه گذاری استفاده می شد.

علاوه بر این، طرح مارشال، شرکت های آلمانی و نیز کسانی که در سراسر اروپای غربی بودند، را مجبور ساخت تا کارهای تجاری خود را مدرن سازند و از بازار بین المللی استفاده کنند. بودجه طرح مارشال به غلبه بر تنگناها در اقتصاد شتابنده ناشی از کنترل های باقی مانده (که در سال 1949 حذف شد) کمک کرد و اصلاحات تجاری مارشال طرح گسترش بازار بسیار گسترش یافته برای صادرات آلمان را فراهم کرد. در طول یک شب، کالاهای مصرفی در فروشگاه ها ظاهر شدند، زیرا می توانستند برای قیمت های واقع گرایانه فروخته شوند، و بر آلمان تأکید می کنند که اقتصاد آنها یک گوشه است. [214]

موفقیت اصلاحات ارزی شوراها را خشمگین کرد، که تمام مسیرهای جاده، راه آهن و کانال را بین مناطق غربی و غرب برلین قطع کرد. این بلوک برلین بود که از 24 ژوئن 1948 تا 12 مه 1949 ادامه یافت. در پاسخ، ایالات متحده و بریتانیا هواپیما از مواد غذایی و زغالسنگ را راه انداختند و پول جدید را نیز در غرب برلین توزیع کردند. به این ترتیب شهر به لحاظ اقتصادی به آلمان غربی تبدیل شد. [235]

Adenauer [ویرایش منبع]



آدنور در سال 1952؛ او ارتباطات نزدیکی با فرانسه و ایالات متحده را پیگیری کرد و با اتحاد شوروی و ماهواره ای از آلمان شرقی مخالفت کرد کنراد آداناور (1867-1976) رهبر غالب در غرب آلمان بود. [236] او نخست وزیر (مقام بلندپایۀ) FRG، 1949-63 بود، و تا زمان مرگ وی بنیانگذار و رهبر اتحادیه دموکراتیک مسیحی (CDU)، یک ائتلاف محافظه کاران، فرماندهان و طرفداران آموزش اجتماعی پروتستان و کاتولیک بود که در بیشتر تاریخ هایش غالب سیاست های غربی آلمان بود. در دوران حکومت او، اقتصاد آلمان غربی به سرعت رشد کرد و آلمان غربی روابط دوستانه با فرانسه برقرار کرد، در اتحادیه اروپائی که در حال شکل گیری بود، نیروهای مسلح کشور را بنیان نهادند (بوندس ورهر)، و به ستون ناتو و متحد اصلی آن ایالات متحده. دولت آدنور نیز روند طولانی آشتی با یهودیان و اسرائیل را پس از هولوکاست آغاز کرد. [237]

Erhard [ویرایش منبع]

لودویگ ارهارد (1979-1897) مسئول سیاست اقتصادی به عنوان مدیر اقتصاد منطقه اشغال انگلیس و آمریکا بود و وزیر اقتصاد بلند مدت آدنور بود. تصمیم ارهارد که بسیاری از کنترل قیمت ها را در سال 1948 لغو کرد (علی رغم مخالفت اپوزیسیون سوسیال دموکرات و مقامات متفقین) و همچنین حمایت از بازارهای آزاد، کمک کرد تا جمهوری فدرال را از رشد شدیدی خود در برابر ویرانی های جنگی بگذراند. [238] نوربرت والتر، اقتصاددان پیشین در Deutsche Bank، معتقد است: "آلمان پس از جنگ جهانی دوم، پیشرفت اقتصادی سریع خود را پس از جنگ جهانی دوم به سیستم اقتصاد بازار اجتماعی، که توسط لودویگ ارهارد تأسیس شده است، مدیون است". [239] [240] ارهارد از لحاظ سیاسی کمتر موفق بود زمانی که او از سال 1963 تا 1966 به عنوان مجری CDU خدمت کرد، Erhard به دنبال مفهوم اقتصاد بازار اجتماعی بود و در ارتباط نزدیک با اقتصاددانان حرفه ای قرار داشت. ارهارد بازار خود را به عنوان اجتماعی شناخت و فقط حداقل حداقل قوانین رفاهی را حمایت کرد. با این حال، ارهارد در تلاش برای ایجاد یک اقتصاد آزاد و رقابتی در سال 1957، از شکستهای قاطع رنج برد؛ او مجبور بود با مسائل کلیدی مانند قوانین ضد کارتل سازش کند. پس از آن، اقتصاد غرب غربی به یک دولت رفاه متعارف غرب اروپا تبدیل شد. [241]

در همین حال، در تصویب برنامه Godesberg در سال 1959، حزب سوسیال دموکرات آلمان (SPD) به طور عمده ایده های مارکسیسم را رها کرد و مفهوم اقتصاد بازار و دولت رفاه را پذیرفت. در عوض، اکنون تلاش می شود تا فراتر از طبقه ی قدیمی طبقه ی کارگر خود به طیف گسترده ای از رای دهندگان بالقوه، از جمله طبقه ی متوسط ​​و حرفه ای ها تجدید نظر کند. اتحادیه های کارگری با صنعت به طور فزاینده ای همکاری می کنند، نمایندگی کار در هیئت مدیره شرکت ها و افزایش حقوق و دستمزد و مزایا همکاری می کنند. [242] ائتلاف بزرگ [ویرایش]

در سال 1966 ارهارد پشتیبانی را از دست داد و کورت کییزینگ (1904-1988) به عنوان صدراعظم توسط اتحاد جدید CDU / CSU-SPD انتخاب شد که دو بزرگترین احزاب را در برمی گیرد. رهبر سوسیالیست (SPD) ویلی براندت معاون وزیر امور خارجه و وزیر امور خارجه بود. ائتلاف بزرگ سالهای 1966 تا 1969 ادامه یافت و برای کاهش تنش ها با کشورهای عضو اتحاد شوروی شناخته شده است و روابط دیپلماتیک را با چکسلواکی، رومانی و یوگسلاوی برقرار می کند.


کارمند مهمان [ویرایش منبع]


با توجه به رشد سریع اقتصاد کارگران غیر متخصص، به خصوص پس از اینکه دیوار برلین جریان جریان ثابت آلمانی ها را قطع کرد، FRG مذاکره قراردادهای مهاجرت با ایتالیا (1955)، اسپانیا (1960)، یونان (1960) و ترکیه (1961) صدها هزار کارمند مهاجر موقت به نام Gastarbeiter آورده شده است. در سال 1968، FRG قرارداد کارمند مهمان را با یوگسلاوی امضا کرد که کارگران مهمان دیگری را استخدام می کرد. Gastarbeiter مردان جوان بودند که به طور کامل حقوق و مزایا پرداخت می شدند، اما انتظار می رود که در چند سال به خانه بازگردند. [243]

توافق با ترکیه در سال 1973 پایان یافت اما چند کارگر به این دلیل بازگشتند که در ترکیه چند کار خوب انجام داده اند. [244] تا سال 2010 حدود 4 میلیون نفر از تبار ترکیه در آلمان بودند. نسل متولد شده در آلمان مکتبهای آلمانی بود، اما دارای مدرک ضعیف آلمانی یا ترکی بودند و دارای مشاغل کم مهارت بودند و یا بیکار بودند. [245] [246]


برندت و استپولیتیک [ویرایش]


برانت (سمت چپ) و ویلی استوف در سال 1970، اولین برخورد یک مجلس فدرال با همتای شرقی آلمان ویلی براندت (1913-1992) رهبر حزب سوسیال دموکرات در سالهای 1964-87 و حزب سوسیال دموکراتهای آلمان در سالهای 1969-1974 بود. تحت رهبری او، دولت آلمان به دنبال کاهش تنش ها با اتحاد جماهیر شوروی و بهبود روابط با جمهوری دموکراتیک آلمان، یک سیاست شناخته شده به عنوان Ostpolitik. [231] روابط بین دو دولت آلمان در بهترین حالت، یخ زده بود، و در هر جهت، سرپیچی تبلیغاتی صورت گرفت. خروج شدید از استعدادهای آلمان شرقی موجب ساختن دیوار برلین در سال 1961 شد که تنش های جنگ سرد را تشدید می کرد و آلمانی های شرقی را از سفر جلوگیری می کرد. اگر چه در تلاش برای از بین بردن سختی های جدی برای خانواده های تقسیم شده و کاهش اصطکاک بود اما Ostpolitik براندت قصد داشت به مفهوم "دو دولت آلمان در یک ملت آلمان" برگردد.

Ostpolitik با عناصر محافظه کار در آلمان مخالف بود، اما Brandt شهرت بین المللی و جایزه صلح نوبل در سال 1971 برنده شد. [247] در سپتامبر 1973، آلمان و غرب آلمان به سازمان ملل اعزام شدند. دو کشور در سال 1974 نمایندگان دائمی را مبادله کردند و در سال 1987، ارich Honecker، رهبر شرق آلمان، به آلمان غربی سفر کردند. [248] بحران اقتصادی 1970s [ویرایش منبع]


هلموت اشمیت، در سمت چپ، با رئیس جمهور فرانسه، والری گیسکار دستین (1977) پس از سال 1973، آلمان به شدت تحت تاثیر بحران اقتصادی جهانی، افزایش قیمت نفت و بیکاری شدید قرار گرفت که از سال 1992 به 300 هزار نفر افزایش یافت و به 1،1 میلیون نفر در سال 1975 رسیده بود. منطقه روهر به شدت تحت تاثیر قرار گرفت زیرا معادن زغال سنگ زغال سنگ گرانقیمت آلمانی دیگر رقابتی نبود. به همین ترتیب صنعت فولاد روهر نیز به شدت کاهش یافت، زیرا قیمت های آن توسط تامین کنندگان کم هزینه مانند ژاپن کاهش یافت. سیستم رفاهی، تعداد زیادی از کارگران بیکار را تأمین می کند و بسیاری از کارخانجات نیروی کار خود را کاهش می دهند و شروع به تمرکز بر موارد ویژه با سود بالا می کنند. پس از 1990، روهر به صنایع خدماتی و تکنولوژی پیشرفته نقل مکان کرد. پاکسازی هوای سنگین و آلودگی آب به یک صنعت عمده تبدیل شد. در همین حال، بایرن پیش از این روستا تبدیل به یک مرکز پیشرفته صنعت شد. [217]

رسوایی جاسوسی براند را مجبور کرد که به عنوان رئیس جمهور کنار بیاید و به عنوان رهبر حزب باقی بماند. او توسط هلموت اشمیت (سال 1918)، از حزب سوسیال دموکرات، که در سال 1974-1982 به عنوان سرپرست، جایگزین شد. اشمیت با اشتیاق کمتری به Ostpolitik ادامه داد. او دارای دکترا در اقتصاد بوده و علاقه مند به مسائل داخلی، مانند کاهش تورم بود. بدهی ها به سرعت افزایش پیدا کرد تا هزینه های دولت رفاه گرانبها را پوشش دهد. [249] پس از سال 1979، مسائل سیاست خارجی، به عنوان جنگ سرد، دوباره رشد کرد. جنبش صلح آلمان، صدها هزار تظاهرکننده را برای اعتراض به اعزام نیروی آمریکایی در اروپا از موشک های بالستیک متوسط ​​برد راه اندازی کرد. اشمیت از استقرار پشتیبانی کرد اما توسط جناح چپ SPD و براندت مخالفت کرد.

طرفدار حزب دموکرات آزاد آزاد (FDP) با حزب کمونیست اتحادیه ای بود، اما اکنون مسیر را تغییر داده است. [250] به رهبری وزیر دارایی اتو گرف لمبسدورف (2009-2009)، FDP "Theses of Kiel" در سال 1977 را به بازار عرضه کرد؛ او تأکید کینزی بر تقاضای مصرف کننده را رد کرد و پیشنهاد کرد که هزینه های رفاه اجتماعی را کاهش دهد و سعی کند سیاست هایی را برای تحریک تولید و تسهیل شغل ایجاد کند. لامبدورف استدلال کرد که نتیجه رشد اقتصادی خواهد بود که خود به حل مسائل اجتماعی و مشکلات مالی می انجامد. در نتیجه، FDP وفاداری خود را به CDU تغییر داد و اشمیت اکثریت پارلمان را در سال 1982 از دست داد. تنها زمانی که در تاریخ آلمان غربی، دولت به رأی اعتماد نرسیده است. [214] [251]






جغرافیا

آلمان در اروپای غربی و مرکزی با دانمارک در شمال، لهستان و جمهوری چک در شرق، اتریش در جنوب شرقی، سوئیس در جنوب غربی، فرانسه، لوکزامبورگ و بلژیک در غرب غربی، و هلند به شمال غربی این نهفته عمدتا بین عرضهای 47 و 55 درجه N و طولهای 5 درجه و 16 درجه شرقی است. آلمان نیز از دریای شمال و در شمال-شمال شرقی دریای بالتیک مرز دارد. آلمان و سوئیس و اتریش هم مرز با دریاچه آب شیرین کنستانس، بزرگترین دریاچه در مرکز اروپا هستند. [94] سرزمین آلمان 357،021 کیلومتر مربع (137،847 مایل مربع) را شامل می شود که شامل 349،223 کیلومتر مربع (134،836 متر مربع) زمین و 7،798 کیلومتر مربع (3،011 کیلومتر مربع) آب است. این هفتمین بزرگترین کشور در منطقه اروپا و 62 کشور بزرگ جهان است. [95]

ارتفاع از کوه های آلپ (بالاترین نقطه: Zugspitze در 2992 متر یا 9،718 فوت) در جنوب به سواحل دریای شمال (Nordsee) در شمال غربی و دریای بالتیک (Ostsee) در شمال شرقی است. بلندترین جنگل های مرکزی آلمان و مناطق پایین شمال آلمان (پایین ترین نقطه: Wilstermarsch در 3.54 متر یا 11.6 فوت از سطح دریا) از طریق رودخانه های بزرگ مانند راین، دانوب و البا عبور می کند. یخچالهای کوهنوردی آلمان در معرض انقراض قرار دارند. منابع طبیعی قابل توجه شامل سنگ آهن، زغال سنگ، پتاس، چوب، سنگ قیمتی، اورانیوم، مس، گاز طبیعی، نمک، نیکل، زمین های آبیاری و آب است. [95]






آب و هوا


بسیاری از آلمان ها دارای آب و هوای فصلی معتدل است که تحت تاثیر باد های مرطوب غرب قرار دارد. این کشور در بین اقلیم اروپایی غربی و آب و هوای اروپای شرقی قاره قرار دارد. آب و هوا تحت کنترل رود آتلانتیک شمالی، گسترش شمال از جریان غربی است. این آب گرمتر بر مناطق مرزی دریای شمال تاثیر می گذارد؛ در نتیجه در شمال غربی و شمال، آب و هوا اقیانوسی است. آلمان به طور متوسط ​​789 میلی متر (31 در صد) بارش در سال می رسد؛ فصل خشکی سازگار نیست. زمستان سرد است و تابستان گرما دارد: درجه حرارت می تواند بیش از 30 درجه سانتیگراد باشد (86 درجه فارنهایت). [96]

شرق دارای آب و هوای قاره ای بیشتری است: زمستان می تواند بسیار سرد باشد و تابستان بسیار گرم است و دوره های خشک تر می توانند رخ دهند. مرکز مرکزی و جنوب آلمان دارای مناطق انتقال هستند که از میان اقلیمی به قاره متفاوت است. علاوه بر آب و هوای دریایی و قاره ای که اکثریت کشور را تشکیل می دهند، مناطق آلپ در جنوب غربی و به میزان کم بعضی مناطق از ارتفاعات مرکزی آلمان دارای آب و هوای کوهستانی با دمای پایین و بارندگی بیشتری هستند. 96]







تنوع زیستی

قلمرو آلمان را می توان به دو منطقه اکولوژیکی تقسیم کرد: جنگل های مخلوط اروپایی و مدیترانه و دریای آتلانتیک شمالی و آتلانتیک. [97] از سال 2008، اکثریت آلمان تحت پوشش هر یک از زمین های زراعی (34 درصد) و یا جنگل و جنگل (1/30 درصد) است؛ فقط 13.4 درصد از این منطقه شامل مراتع دائمی، 11.8 درصد از شهرک ها و خیابان ها است. [98]


عقاب طلایی پرنده ملی آلمان است

گیاهان و حیوانات شامل کسانی هستند که به طور کلی برای اروپای مرکزی رایج هستند. باکها، بلوط، و دیگر درختان برگدار یک سوم جنگل ها را تشکیل می دهند؛ در نتیجه جنگل زدایی، مخروط ها افزایش می یابد. در کوه های بالا کوه ها و صنوبر وجود دارد، در حالی که کاج و کاج در خاک ماسه یافت می شود. گونه های بسیاری از سرخس ها، گل ها، قارچ ها و قارچ ها وجود دارد. حیوانات وحشی شامل گوزن زنبور عسل، گراز وحشی، موفلن (یک زیر گونه گوسفند وحشی)، روباه، گورخر، خرگوش و تعداد کمی از بیابان اوراسیا است. [99] یک گل میخک آبی یک بار یک نماد ملی آلمان بود. [100]

16 پارک ملی در آلمان شامل پارک ملی جاسمونوند، پارک ملی منطقه لورپارمار، پارک ملی Myrritz، پارک های ملی دریای ودن، پارک ملی هارز، پارک ملی هینیش، پارک ملی جنگل سیاه، ملی ساکسون سوئیس پارک، پارک ملی جنگل باواریا و پارک ملی Berchtesgaden. علاوه بر این، 15 ذخایر بوسفور و 98 پارک طبیعت وجود دارد. بیش از 400 باغ وحش ثبت شده و پارک های حیوانی در آلمان، که معتقدند بیشترین تعداد در هر کشوری است، عمل می کنند. [101] باغ وحش برلین که در سال 1844 افتتاح شد، قدیمی ترین باغ وحش در آلمان است و جامع ترین گونه های موجود در جهان را ارائه می دهد. [102]






سیاست


آلمان یک جمهوری دموکراتیک فدرال، پارلمانی و نماینده است. سیستم سیاسی آلمان تحت چارچوبی است که در اسناد قانونی 1949 به عنوان Grundgesetz (قانون اساسی) شناخته شده است. اصلاحات به طور کلی نیاز به اکثریت دو سوم اکثریت هر دو اتاق مجلس دارند؛ اصول اساسی قانون اساسی، همانطور که در مقالات حراست از کرامت انسانی، تفکیک قدرت، ساختار فدرال و حاکمیت قانون بیان شده است، به طور بی سابقه ای معتبر است. [104]

رئیس جمهور، فرانک والتر اشتاین مایر (19 مارس 2017 تا کنون)، رئیس دولت است و عمدتا با مسئولیت ها و قدرت های نمایندگی سرمایه گذاری می کند. او توسط Bundesversammlung (کنوانسیون فدرال)، یک نهاد متشکل از اعضای مجلس بوندستاگ و تعداد قابل توجهی از نمایندگان دولت انتخاب شده است. دومین مقام عالی رتبه در آلمان، نخست وزیر Bundestagspräsident (رئیس جمهور بوندستاگ) است که توسط مجلس بوندساگ انتخاب شده و مسئول نظارت بر جلسات روزانه بدن است. سومین مقام عالی رتبه و رئیس دولت، صدراعظم است که پس از انتخاب مجلس توسط مجلس نمایندگان، توسط مجلس نمایندگان منصوب می شود. [40]


فرماندار آنگلا مرکل (22 نوامبر 2005 تا کنون)، رئیس دولت است و قدرت اجرایی را به عهده دارد، مانند نقش نخست وزیر در سایر دموکراسی های پارلمانی. مجلس قانونگذاری فدرال متشکل از مجلس شورای ملی و مجلس نمایندگان است که با یکدیگر تشکیل می دهند. بوندساگگ از طریق انتخابات مستقیم، توسط نمایندگی متناسب (اعضای مخالف) انتخاب می شود. [95] اعضای مجلس نمایندگان دولت های شانزده ایالت فدرال را نمایندگی می کنند و عضو کابینه دولت هستند. [40]

از سال 1949، سیستم حزبی تحت سلطه اتحادیه مسیحیان دموکراتیک و حزب سوسیال دموکرات آلمان بوده است. تا کنون هر صدراعظم عضو یکی از این احزاب بوده است. با این حال، حزب دموکراتیک آزاد لیبرال کوچک (در پارلمان از 1949 تا 2013) و اتحاد 90 / سبزها (در پارلمان از سال 1983) نقش مهمی نیز ایفا کرده است. [105] از سال 2005، حزب کمونیست چپ چپ، که از طریق ادغام دو حزب سابق تشکیل شده است، در آلمان بوندستاگ جزء اصلی است، هرچند که هرگز بخشی از دولت فدرال نبوده است. در انتخابات فدرال آلمان سال 2017، جایگزین پوپولیست راست آلمان برای رای گیری به اندازه کافی برای رسیدن به نمایندگی در پارلمان برای اولین بار به دست آورد.

نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی در آلمان در اوج خود در سال 2010، زمانی که آن را 80.3٪ بود و از آن زمان کاهش یافته است. [106] بر اساس گزارش Eurostat، بدهی ناخالص ملی دولت آلمان در سال 2015 به 2،152 میلیارد و یا 71.9 درصد از تولید ناخالص داخلی خود می رسد. [107] دولت فدرال در سال 2015 مازاد بودجه 12.1 میلیارد یورو (13.1 میلیارد دلار) را کسب کرد. [108] رتبه اعتباری آلمان توسط آژانس های اعتباری Standard & Poor's، Moody's و Fitch Ratings در بالاترین رتبه ممکن AAA با چشم انداز پایدار در سال 2016 قرار دارد. [109]




قانون


آلمان دارای یک سیستم حقوق مدنی مبتنی بر قانون رومی است و برخی از مراجع به قانون ژرمنی است. Bundesverfassungsgericht (دادگستری فدرال فدرال) دیوان عالی آلمان مسئول امور قانون اساسی است، با قدرت نظارت قضایی. [40] [110] دادگاه عالی آلمان، Oberste Gerichtshöfe des Bundes، متخصص است: برای پرونده های مدنی و کیفری، بالاترین دادگاه تجدید نظر، دادگاه فدرال فدرال بازجویی است و برای سایر امور دادگاه، دادگاه فدرال کارگری، دادگاه اجتماعی فدرال، دادگاه مالی فدرال و دادگاه اداری فدرال.

قوانین جنایی و خصوصی در سطح ملی در Strafgesetzbuch و Bürgerliches Gesetzbuch تدوین شده است. نظام کیفری آلمان به بازسازی جنایتکاران و حمایت از مردم می پردازد. [111] به جز جنایات کوچک که پیش از یک قاضی حرفه ای و جنایات جدی سیاسی مورد محاکمه قرار می گیرند، همه اتهامات قبل از محاکم مخالف مورد محاکمه قرار می گیرند که در آن قضات محکم (Schöffen) در کنار قضات حرفه ای قرار دارند. [112] [113] بسیاری از مسائل اساسی قوانین اداری در حوزه قضایی ایالات باقی می مانند.

آلمان در سال 2014 میزان مرگ و میر کمتری با 0.9 قتل در هر 100،000 دارد. [114]



ایالت های تشکیل دهنده


آلمان شامل شانزده ایالت فدرال است که به صورت جمعی به عنوان باندلندر نامگذاری شده اند. [115] هر ایالت دارای قانون اساسی ایالتی است [116] و در رابطه با سازمان داخلی خود عمدتا مستقل است. دو کشور از ایالت های شهری تشکیل شده اند که فقط یک شهر دارند: برلین و هامبورگ. دولت برمن شامل دو شهر است که توسط دولت پایین ساکسونی از جمله Bremen و Bremerhaven تفکیک شده اند.

به دلیل تفاوت در اندازه و جمعیت، تقسیمات دولت ها متفاوت است. برای اهداف اداری منطقه ای، پنج ایالت، یعنی بادن-وورتمبرگ، بایرن، هسن، نوردراین وستفالن و ساکسونی، شامل 22 ایالت دولتی (Regierungsbezirke) هستند. از سال 2017، آلمان در 401 منطقه (Kreise) در سطح شهری تقسیم شده است؛ این شامل 294 روستا و 107 شهرداری است. [117]




روابط خارجی


آلمان دارای شبکه ای از 227 مأموریت دیپلماتیک در خارج از کشور است [120] و روابط خود را با بیش از 190 کشور حفظ می کند. [121] از سال 2011، آلمان بزرگترین کمک کننده بودجه اتحادیه اروپا است (20 درصد) [122] و سومین بزرگترین کمک کننده سازمان ملل متحد (8 درصد) را تامین می کند. [123] آلمان عضو ناتو، OECD، G8، G20، بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است. از زمان تأسیس آن نقش مهمی در اتحادیه اروپا ایفا کرده است و از سال 1990 همبستگی خوبی با فرانسه و تمام کشورهای همسایه داشته است. آلمان از ایجاد یک دستگاه سیاسی، اقتصادی و امنیتی اروپایی یکپارچه حمایت می کند. [124] [125]

سیاست توسعه آلمان یک منطقه مستقل از سیاست خارجی است. این ماده توسط وزارت فدرال همکاری و توسعه اقتصادی تهیه شده و توسط سازمان های اجرایی انجام شده است. دولت آلمان سیاست توسعه را به عنوان مسئولیت مشترک جامعه بین المللی می شناسد. [126] این سومین بزرگترین کمک کننده جهان در سال 2009 پس از ایالات متحده و فرانسه بود. [127] [128]

در سال 1999، دولت جرالد شروه، رئیس کمیسیونر، یک مبنای جدید برای سیاست خارجی آلمان را با در نظر گرفتن تصمیمات ناتو در مورد جنگ کوزوو و با ارسال نیروهای آلمانی برای مبارزه برای اولین بار از سال 1945، تعریف کرد. [129] دولت های آلمان و ایالات متحده متحدین سیاسی نزدیک هستند. [40] روابط فرهنگی و منافع اقتصادی یک پیوند میان دو کشور ایجاد کرده است که منجر به آتلانتینیسم می شود. [130]



نظامی


Eurofighter Typhoon بخشی از ناوگان Luftwaffe است

ارتش آلمان، بوندس ورش، به هیر (نیروهای ارتش و نیروهای ویژه KSK)، دریایی (نیروی دریایی)، لوفت وافه (نیروی هوایی)، خدمات مشترک پزشکی بوندس ورر و شعبه های Streitkräftebasis (خدمات پشتیبانی مشترک) سازمان یافته است. در شرایط مطلق، هزینه های نظامی ارتش آلمان نهمین در جهان است. [131] در سال 2015، هزینه های نظامی به 32.9 میلیارد یورو رسید که حدود 1.2 درصد از تولید ناخالص داخلی کشور بود که به میزان 2 درصد ناتو بود. [132]

از سال 2017، بوندس ورهر تقریبا 178،000 نفر از اعضای سرویس را شامل می شود، از جمله 9،000 داوطلب. [133] Reservists در دسترس هستند به نیروهای مسلح و شرکت در تمرینات دفاع و استقرار در خارج از کشور. [134] از سال 2001، زنان بدون هیچ محدودیتی میتوانند در تمام وظایف خدمات خدمت کنند. [135] حدود 19،000 سرباز زن در حال فعالیت هستند. طبق گفته SIPRI، آلمان از سال 2012 تا 2016، پنجمین صادرکننده بزرگ اسلحه در جهان است. [136]


نقش بوندس ورش در قانون اساسی آلمان فقط به عنوان دفاعی توصیف شده است. اما پس از حکم دادگاه قانون اساسی فدرال در سال 1994 اصطلاح "دفاع" تعریف شده است که نه تنها شامل حفاظت از مرزهای آلمان می شود، بلکه همچنین واکنش های بحران و پیشگیری از درگیری، یا به طور گسترده تر به عنوان امنیت آلمان در هر نقطه از جهان از سال 2017، ارتش آلمان حدود 3600 سرباز در کشورهای خارجی به عنوان بخشی از نیروهای حفظ صلح بین المللی مستقر کرده است، از جمله 1200 عملیات حمایت از عملیات علیه داعش، 980 ماموریت پشتیبانی ناتو در افغانستان و 800 نفر در کوزوو. [138]

تا سال 2011، خدمات نظامی برای مردان در سن 18 سالگی اجباری بود و نیروهای ارتش در خدمت شش ماه مأموریت بودند. مخالفان وظیفه می توانند به جای یک مساوی طولانی از سرویس Zivildienst (خدمات غیرنظامی) یا تعهد شش ساله به خدمات اضطراری (داوطلبانه) مانند یک آتش نشانی یا صلیب سرخ انتخاب کنند. در سال 2011، ارتش به طور رسمی به حالت تعلیق درآمده و با یک سرویس داوطلب جایگزین شد. [139] [140]




اقتصاد


مرسدس بنز F800. آلمان صنعت خودروی بزرگ را حفظ می کند و سومین صادرکننده بزرگ کالا در جهان است. [141] آلمان دارای یک اقتصاد بازار اجتماعی با نیروی کار ماهرانه، سرمایه ای بزرگ، سطح پایین فساد، [142] و سطح بالایی از نوآوری است. [143] این سومین بزرگترین صادر کننده کالا در جهان است [141] و دارای بزرگترین اقتصاد ملی در اروپا است که چهارمین تولید ناخالص داخلی در جهان است [144] و پنجمین رقم PPP [145].

بخش خدمات حدود 71 درصد کل تولید ناخالص داخلی (از جمله فناوری اطلاعات)، صنعت 28 درصد و کشاورزی 1 درصد است. [95] نرخ بیکاری که توسط Eurostat منتشر شد، در ژانویه 2015 به 4.7٪ رسیده است، که پایین ترین نرخ از 28 کشور عضو اتحادیه اروپا است. [146] با 7.1٪، آلمان همچنین دارای کمترین نرخ بیکاری جوانان در تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپا است. [146] براساس OECD آلمان دارای یکی از بالاترین سطوح بهره وری کار در جهان است. [147]


فرانکفورت یک مرکز کسب و کار پیشرو در اروپا و صندلی بانک مرکزی اروپا است. آلمان بخشی از بازار تک اروپا است که بیش از 508 میلیون کاربر دارد. چندین سند تجاری تجاری توسط موافقتنامه های بین اعضای اتحادیه اروپا و قوانین اتحادیه اروپا تعیین می شود. آلمان ارزش پول مشترک اروپایی، یورو را در سال 2002 معرفی کرد. [148] [149] این عضو منطقه یورو است که حدود 340 میلیون شهروند را تشکیل می دهد. سیاست پولی آن توسط بانک مرکزی اروپا تنظیم شده است، که مقر آن در فرانکفورت، مرکز مالی اروپا قاره است.

صنعت خودرو در آلمان به عنوان خودروی مدرن به عنوان یکی از رقابتی ترین و نوآورانه ترین در جهان شناخته می شود [150] و چهارمین تولید در جهان است. [151] 10 صادرات برتر آلمان عبارتند از وسایل نقلیه، ماشین آلات، کالاهای شیمیایی، محصولات الکترونیکی، تجهیزات الکتریکی، داروها، تجهیزات حمل و نقل، فلزات اساسی، محصولات غذایی، لاستیک و پلاستیک. [152]





شرکت ها

از 500 بزرگترین شرکت های موجود در بازار سهام در جهان که در سال 2014 اندازه گیری می شوند، در سال 2014، Fortune Global 500، 28 در آلمان مستقر هستند. 30 شرکت مبتنی بر آلمان در DAX، شاخص بورس سهام آلمان گنجانده شده است. مارک های شناخته شده بین المللی عبارتند از: مرسدس بنز، BMW، SAP، فولکس واگن، آئودی، زیمنس، Allianz، آدیداس، پورشه، Deutsche Bahn، Deutsche Bank و بوش. [153]

آلمان برای بخش بزرگی از شرکت های کوچک و متوسط تخصصی شناخته شده است که به عنوان مدل Mittelstand شناخته می شود. تقریبا 1000 نفر از این شرکت ها رهبران بازار جهانی در بخش خود هستند و قهرمانان پنهانی هستند. [154] برلین یک مرکز پررونق و جهانی برای شرکت های راه اندازی شد و یک محل پیشنهادی برای شرکت های سرمایه گذاری شده در سرمایه گذاری در اتحادیه اروپا تبدیل شد. [155]

این لیست شامل بزرگترین شرکت های آلمانی با درآمد در سال 2015 می باشد: [156]





حمل و نقل


آلمان با موقعیت مرکزی خود در اروپا، مرکز حمل و نقل برای این قاره است. [157] شبکه ی جاده ای آلمان مانند همسایگانش در اروپای غربی یکی از پرطرفدارترین مناطق جهان است. [158] شبکه ی بزرگراه (Autobahn) به عنوان سومین بزرگترین در سراسر جهان به شمار می رود و به دلیل فقدان محدودیت سرعت عمومی شناخته شده است. [159]

آلمان یک شبکه چند منظوره قطارهای با سرعت بالا ایجاد کرده است. شبکه InterCityExpress یا ICE Deutsche Bahn در شهرهای بزرگ آلمان و همچنین مقصد در کشورهای همسایه با سرعت 300 کیلومتر در ساعت (190 مایل در ساعت) در خدمت می باشد. [160] راه آهن آلمان توسط دولت یارانه دریافت می شود و در سال 2014 17.0 میلیارد یورو دریافت می شود. [161]

بزرگترین فرودگاههای آلمان عبارتند از فرودگاه فرانکفورت و فرودگاه مونیخ، هر دو هوب لوفتانزا، در حالی که فرودگاه برلین در هامبورگ Berlin Tegel و دوسلدورف است. سایر فرودگاه های عمده شامل برلین Schönefeld، هامبورگ، کلن / بن و لایپزیگ / هاله [162] بندر هامبورگ یکی از بزرگترین بیست بندر بزرگ جهان است. [163]


انرژی و زیرساخت


در سال 2008، آلمان ششمين مصرف کننده انرژي جهان بود [164] و 60 درصد از انرژي اوليه آن وارد شده است. [165] در سال 2014، منابع انرژی عبارت بودند از: نفت (35.0٪)؛ زغال سنگ، از جمله زغالسنگ (6/24 درصد)؛ گاز طبیعی (20.5٪)؛ اتمی (8.1٪)؛ هیدرو الکتریکی و منابع تجدیدپذیر (11.1٪). [166] دولت و صنعت انرژی هسته ای توافق کردند تا تا سال 2021 تمام نیروگاه های هسته ای را از بین ببرند. [167] همچنین در زمینه حفاظت از انرژی، فناوری های سبز، فعالیت های کاهش انتشار، [168] و همچنین تلاش می کند تا تقاضای برق کشور را با استفاده از 40 درصد منابع تجدیدپذیر تا سال 2020 تامین کند.

آلمان متعهد به توافقنامه پاریس و چندین معاهده دیگر است که ترویج تنوع زیستی، استانداردهای انتشار گازهای گلخانه ای، مدیریت آب و تجدید تولید انرژی تجدید پذیر را ترویج می دهد. [169] نرخ بازیافت خانگی خانوار در سطح بالای 65 درصد است. [170] با این وجود، کل انتشار گازهای گلخانه ای کشور در 2010 در اتحادیه اروپا بالاترین بود. [171] انتقال انرژي آلمان (Energiewende) به معناي حرکت به اقتصاد پايدار با استفاده از بهره وري انرژي و انرژي تجديدپذير است. [172]






علم و تکنولوژی

آلمان رهبر جهانی در زمینه علم و فناوری است؛ دستاوردهای آن در حوزه علم و فناوری قابل توجه است. تلاش های تحقیق و توسعه بخشی جدایی ناپذیر از اقتصاد است. [173] جایزه نوبل به 107 برندگان آلمانی اهدا شد. [174] این دومین بیشترین تعداد فارغ التحصیلان را در علم و مهندسی (31٪) پس از کره جنوبی تولید می کند. [175] در ابتدای قرن بیستم، برندهای آلمان جایزه های بیشتری نسبت به هر کشوری دیگر داشتند، به خصوص در علوم (فیزیک، شیمی، فیزیولوژی و یا پزشکی). [176] [177]

فیزیکدانان مشهور آلمانی قبل از قرن بیستم شامل هرمان فون هلمولتز، جوزف فون فرن هوفر و جبرئیل دانیل فارنهایت، و غیره هستند. آلبرت انیشتین نظریه های نسبیت خاص و نسبیت عام برای نور و گرانش را در سال های 1905 و 1915 معرفی کرد. همراه با مکس پلانک، او در معرفی مکانیک کوانتومی، که در آن ورنر هاسنبرگ و حداکثر متولد بعد، کمک های عمده ای را به عمل آورد. [178] ویلهلم روتنگ کشف اشعه ایکس [179] اتو هان پیشگام در رشته های رادیو شیمی بود و کشف تقسیم هسته ای، در حالی که فردیناند کوه و رابرت کوچ، بنیانگذار میکروبیولوژی بودند. ریاضیدانان زیادی در آلمان متولد شده اند، از جمله کارل فریدریش گاوس، دیوید هیلبرت، برنارد ریمان، گتفریده لایبنیتس، کارل وایریستراس، هرمان ویل و فلیکس کلین.



آلمان خانه بسیاری از معروف مخترعان و مهندسان، از جمله هانس گایگر، خالق شمارنده Geiger بوده است. و کنراد زوسی، که اولین کامپیوتر دیجیتال کاملا اتوماتیک را ساخت. [180] چنین مخترعان آلمانی، مهندسان و کارفرمایان مانند فردیان فون زپلین [181]، اتو لیلینتال، گوتلیب دایملر، رودلف دیزل، هوگو یونکرس و کارل بنز کمک کردند تا تکنولوژی های پیشرفته خودرو و حمل و نقل هوایی را شکل دهند. موسسات آلمانی مانند مرکز آلمانی هوا و فضا (DLR) بزرگترین مشارکت کننده ESA هستند. مهندس هوا و فضا، ونر فون براون اولین موشک فضایی را در Peenemünde توسعه داد و بعدها یکی از اعضای برجسته ناسا بود و موشک کیوان و ماه را توسعه داد. کارهای Heinrich Rudolf Hertz در زمینه تابش الکترومغناطیسی به توسعه ارتباطات مدرن منجر شد. [182]

موسسات تحقیقاتی در آلمان شامل انجمن ماکس پلانک، انجمن هلمهولتز و انجمن فرن هوفر می شوند. Wendelstein 7-X در گرفسوالد میزبان یک مرکز در تحقیق از قدرت همجوشی به عنوان مثال [183] جایزه گاتفریید ویلهلم لایبنیتس هر سال به 10 دانشمند و دانشگاهی اعطا می شود. با حداکثر 2.5 میلیون یورو در هر جایزه، یکی از بزرگترین جوایز تحقیقاتی در جهان است. [184]







گردشگری


آلمان در هفتمین کشور پر بازدید ترین جهان است [185] با مجموع 407 میلیون شب اقامت در طول سال 2012. [186] این تعداد شامل 68.83 میلیون شب با بازدید کنندگان خارجی است. در سال 2012 بیش از 30.4 میلیون گردشگر بین المللی وارد آلمان شدند. برلین سومین شهر پرجمعیت ترین شهر اروپا است. [187] علاوه بر این، بیش از 30 درصد از آلمانی ها تعطیلات خود را در کشور خود می گذرانند، با بیشترین سهم به مکلنبورگ-فورپومرن. گردشگری و گردشگری داخلی و بین المللی به طور مستقیم به بیش از 43.2 میلیارد یورو به تولید ناخالص داخلی آلمان کمک می کند. از جمله اثرات غیر مستقیم و القا شده، این صنعت 4،5 درصد از تولید ناخالص داخلی آلمان را تامین می کند و از 2 میلیون شغل (4/8 درصد کل اشتغال) حمایت می کند. [188]

آلمان به خاطر مسیرهای گوناگون توریستی آن، مانند مسیر جاده رمانتیک، مسیر شراب، جاده قلعه و خیابان جاده شناخته شده است. جاده چوب آلمان (Deutsche Fachwerkstraße) شهرها را با نمونه هایی از این سازه ها متصل می کند. [189] [190]

معروف ترین جاذبه های آلمان شامل موارد زیر است: قلعه نوشوانستین، کلیسای جامع کلن، باندستگ برلین، هفبره هاوس مونیخ، قلعه هایدلبرگ، درسدن زوینگر، فرنشن ورم برلین و کلیسای آخن. پارک اروپایی در نزدیکی فرایبورگ دومین معروف ترین پارک تفریحی اروپا است. [191]



جمعیت شناسی


با توجه به جمعيت 80.2 ميليون نفر طبق سرشماري سال 2011، [193] به 81.5 ميليون از 30 ژوئن 2015 افزايش يافته است [194] و به ترتيب 81.9 ميليون نفر در تاريخ 31 دسامبر 2015 [195] آلمان پرجمعيتترين کشور در اتحادیه اروپا، دومین کشور پرجمعیت در اروپا پس از روسیه، و به عنوان شانزدهمین کشور پرجمعیت جهان است. [196] تراکم جمعیت آن در 227 ساکن در هر کیلومتر مربع (588 در هر مایل مربع) است. امید به زندگی کلی در آلمان در زمان تولد، 19/80 سال است (93/77 سال برای مردان و 82/55 سال برای زنان). [95] نرخ باروری 1.41 کودک متولد شده در هر زن (برآورد 2011)، یا 33.3 تولد بر هر 1000 نفر، یکی از کمترین میزان در جهان است. [95] از دهه 1970، میزان مرگ و میر آلمان از میزان تولدش فراتر رفته است. [197] با این حال، آلمان از زمان آغاز سال های 2010، [198] شاهد افزایش نرخ تولد و نرخ مهاجرت است به ویژه افزایش تعداد مهاجران تحصیل کرده. [199] [200]

چهار گروه قابل توجه از مردم به عنوان "اقلیت های ملی" نامیده می شوند؛ زیرا اجدادشان قرن ها در مناطق خود زندگی می کنند. [201] یک منطقه دانمارکی (حدود 50،000) در شمال کشور اشلسویگ-هولشتاین وجود دارد. [201] Sorbs، یک جمعیت اسلاویک حدود 60،000، در منطقه لواساتی ساکسونی و براندنبورگ هستند. رم و سینتی در سرتاسر قلمرو فدرال زندگی می کنند و Frisians ها در ساحل غربی شلزویگ-هولشتاین و در قسمت شمال غربی نیدر ساکسونی زندگی می کنند. [201]

تقریبا 5 میلیون آلمانی در خارج از کشور زندگی می کنند. [202]





جمعیت مهاجر


پس از ایالات متحده، آلمان دومین مقصد محبوب مهاجرت در جهان است. [203] [204] از سال 2016، حدود ده میلیون نفر از 82 ملیون ساکن آلمان دارای تابعیت آلمان نیستند، که 12 درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می دهد. [205] اکثریت مهاجران در غرب آلمان، به ویژه در مناطق شهری زندگی می کنند. [206] [207]


آلمان بیشترین تعداد مهاجران بین المللی را دارد. [208]

اداره آمار فدرال شهروندان را پس از مهاجرت طبقه بندی می کند. با توجه به پیشینه مهاجران، 22.5 درصد از ساکنان این کشور و یا بیش از 18.6 میلیون نفر، از سال 2016 مهاجر یا مهاجران مهاجر (از جمله افراد نزولی یا نزولی از بازنشستگان قومی آلمانی) بودند. [209] در سال 2015، 36٪ از کودکان زیر 5 سال از مهاجران مهاجر و یا مهاجران جزئی بودند. [210]

در سرشماری سال 2011، به عنوان افرادی با پس زمینه مهاجران (Personen mit Migrationshintergrund)، تمام مهاجران، از جمله آلمانی های قومی که در جمهوری فدرال به سر می بردند یا حداقل پس از سال 1955 در یک محل اقامت داشتند شمارش می شدند. بزرگترین بخش از افراد با پس زمینه مهاجرین از بازگرداندن آلمانی های قومی (Aussiedler و Spätaussiedler)، به دنبال ترک، اتحادیه اروپا و شهروندان سابق یوگسلاوی [211]

در دهه 1960 و 1970، دولت های آلمان "کارگران مهمان" (Gastarbeiter) را برای مهاجرت به آلمان برای کار در صنایع آلمانی دعوت کردند. بسیاری از شرکت ها ترجیح دادند که این کارگران در آلمان پس از آموزش آنها کار کنند و جمعیت مهاجر آلمان افزایش یابد. [193]

در سال 2015، بخش جمعیتی وزارت امور اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل، آلمان را میزبان دومین مهاجران بین المللی در سراسر جهان، حدود 5 یا 12 میلیون از 244 میلیون مهاجر. [212] آلمان در رتبه 7 در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا و 37 در سطح جهانی از نظر مهاجران که بخشی از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند. از سال 2014، بزرگترین گروه ملی از ترکیه (2،859،000)، به دنبال آن لهستان (1،617،000)، روسیه (1،188،000) و ایتالیا (764،000). [213] 740،000 نفر دارای ریشه های آفریقایی هستند که از سال 2011 46٪ افزایش یافته است. [209] از سال 1987، حدود 3 میلیون آلمانی قومی، بیشتر از کشورهای سابق بلوک شرق، از حق بازگشت خود استفاده کرده و به آلمان مهاجرت کرده اند. [214]





دین


پس از تأسیس آن در سال 1871، آلمان حدود دو سوم پروتستان و یک سوم کاتولیک رومی را با یک اقلیت یهودی قابل توجه داشت. اعتقادات دیگر در دولت وجود داشت، اما هرگز به اهمیت جمعیت شناختی و تاثیر فرهنگی این سه اعتراف دست نیافت. آلمان در طول هولوکاست تقریبا تمام اقلیت یهودی خود را از دست داد. آرایش مذهبی به تدریج در دهه های پس از سال 1945 تغییر کرد، زیرا آلمان غربی از طریق مهاجرت به شدت مذهبی و آلمان شرقی تبدیل شده بود که از طریق سیاست های دولتی غیرمنتظره بود. پس از اتحاد مجدد آلمان در سال 1990، پس از پیوستن آلمان در سال 1990، با کاهش قابل ملاحظه ای از مذهب در سراسر آلمان و افزایش متضاد Protestants و مسلمانان انجیلی ادامه یافت. [215]


از لحاظ جغرافیایی، پروتستانتیسم در مناطق شمالی، مرکزی و شرقی کشور متمرکز است. [g] اینها اکثرا اعضای EKD هستند که شامل اتحادیه های لوتری، اصلاحات و اداری و یا ادای احترام از هر دو سنت متولد شده از اتحادیه پروس در سال 1817 است. [h] کاتولیک رومی در جنوب و غرب متمرکز است.

بر طبق سرشماری سال 2011 آلمان، مسیحیت بزرگترین دین در آلمان است که 66.8٪ از کل جمعیت را تشکیل می دهد. [216] نسبت به کل جمعیت، 31.7 درصد خود را پروتستان اعلام کردند، از جمله اعضای کلیسای انجیلی در آلمان (EKD) (30.8 درصد) و کلیساهای آزاد (آلمانی: Evangelische Freikirchen) (0.9 درصد)، و 31.2 درصد خود را به عنوان رومی کاتولیک ها [217] مؤمنان ارتدوکس 1.3٪ را تشکیل دادند. ادیان دیگر 2.7٪ را تشکیل دادند. بر اساس آخرین اطلاعات از سال 2016، کلیسای کاتولیک و کلیسای انجیلی ادعا کردند که به ترتیب 28.5٪ و 27.5٪ از جمعیت است. [218] [219] هر دو کلیسای بزرگ تعداد زیادی از طرفداران را در سال های اخیر از دست داده اند.

در سال 2011، 33 درصد از آلمانی ها عضو انجمن های مذهبی رسمی شناخته شده با موقعیت ویژه نبودند. [217] [i] Irreligion در آلمان در شرق آلمان سابق قوی است که اغلب قبل از حالت آتئیسم و ​​مناطق بزرگ شهری پروتستان بود [221] [222] [223]

اسلام بزرگترین دین در کشور است. [217] در سرشماری سال 2011، 1.9٪ از جمعیت سرشماری (1.52 میلیون نفر) دین خود را به عنوان اسلام، اما این رقم نامعتبر است، چرا که شماری از طرفداران این مذهب (و ادیان دیگر مانند یهودیت) احتمالا وجود دارد از حق خود برای پاسخ دادن به این سوال استفاده نمی کنند. [224] Figures from Religionswissenschaftlicher Medien- und Informationsdienst در سال 2015 نشان می دهد که رقم 4.4 تا 4.7 میلیون نفر (حدود 5.5 درصد از جمعیت) است. [225] یک مطالعه انجام شده توسط اداره فدرال مهاجرت و پناهندگان نشان می دهد که بین سال های 2011 تا 2015 جمعیت مسلمان 1.2 میلیون نفر افزایش یافته است، بیشتر به دلیل مهاجرت. [226] اکثر مسلمانان اهل سنت و اهالی ترکیه هستند، اما تعداد اندکی از شیعیان، احمدیان و سایر ادیان وجود دارد. [227]


ادیان دیگر که کمتر از یک درصد جمعیت آلمان را تشکیل می دهند [217] بودیسم با 270 هزار طرفدار، یهودیت با 200000 طرفدار و هندوئیسم با حدود 100 هزار طرفدار است. همه جوامع مذهبی دیگر در آلمان کمتر از 50،000 طرفدار دارند. [228]








زبان ها


آلمانی زبان رسمی و غالب در آلمان است. [229] آلمانی استاندارد یک زبان غربی آلمانی است و نزدیک به آلمانی های کوچک، هلندی، آفریکانس، فریسی ها و انگلیسی ها نیز مرتبط است و طبقه بندی شده است. به میزان کم، این نیز مربوط به زبان های شمال گرمی است. بیشتر واژگان آلمانی از شاخه Germanic از خانواده زبان هندو اروپایی گرفته شده است. [230] اقلیت های معدودی از کلمات از لاتین و یونانی گرفته شده اند، با مقدار کمی از فرانسه و اخیرا انگلیسی (به نام Denglisch). آلمانی با استفاده از الفبای لاتین نوشته شده است.

گویش های آلمانی، گونه های محلی سنتی که به قبایل ژرمنی رسیده است، از واژگان، واژگان و نحو آنها از گونه های آلمانی استاندارد متمایز است. [231] این یکی از 24 زبان رسمی و کارگری اتحادیه اروپا [232] و یکی از سه زبان کار کمیسیون اروپا است. آلمانی در زبان اتحاد جماهیر شوروی بیشترین صحبت را با حدود 100 میلیون زبان مادری دارد. [233]

زبان های محلی بومی شناخته شده در آلمان عبارتند از دانمارکی، آلمانی کم، رنینی کم، صربی، رومی، فریزی شمالی و ساترلند فریسی؛ آنها به طور رسمی توسط منشور اروپایی برای زبان های منطقه ای یا اقلیت ها محافظت می شوند. زبان های مهاجر بیشترین استفاده از زبان ترکی، کردی، لهستانی، زبان بالکان و روسی است. آلمانی ها معمولا چند زبانه هستند: 67 درصد از شهروندان آلمانی ادعا می کنند که بتوانند در حداقل یک زبان خارجی و 27 درصد حداقل در دو زبان ارتباط برقرار کنند. [229]

موسسه گوته یک انجمن فرهنگی غیر انتفاعی آلمان است که در سراسر جهان با 159 مؤسسه فعالیت می کند. این ارائه مطالعه زبان آلمانی و تشویق تبادل جهانی فرهنگی است. [234]





تحصیلات

دانشگاه هایدلبرگ که در سال 1386 تاسیس شده است، یک دانشگاه عالی آلمان است.

مسئولیت نظارت آموزشی در آلمان عمدتا در داخل ایالتهای فدرال سازماندهی شده است. آموزش و پرورش کودکستان اختیاری برای همه کودکان بین سه تا شش ساله ارائه می شود و پس از آن حداقل 9 سال حضور در مدارس اجباری است. آموزش ابتدایی معمولا برای چهار تا شش سال طول می کشد [235] آموزش متوسطه شامل سه نوع سنتی مدارس متمرکز بر سطوح مختلف تحصیلی می شود: دبیرستان از کودکان با استعداد ترین مدارک تحصیلی را تهیه می کند و دانشجویان را برای تحصیلات دانشگاه آماده می کند. Realschule برای دانش آموزان متوسط ​​شش سال طول می کشد و Hauptschule دانش آموزان را برای آموزش حرفه ای آماده می کند. [236] Gesamtschule همه آموزش متوسطه را متحد می کند.

یک سیستم کارآموزی به نام "Duale Ausbildung" منجر به یک مدرک ماهر می شود که تقریبا قابل مقایسه با درجه تحصیلی است. این اجازه می دهد تا دانش آموزان در آموزش حرفه ای در یک شرکت و همچنین در یک مدرسه تجاری دولتی یاد بگیرند. [235] این مدل به خوبی در سراسر جهان مورد توجه و تکثیر قرار گرفته است. [237] بیشتر دانشگاه های آلمان موسسات دولتی هستند و دانشجویان بدون پرداخت هزینه تحصیل می کنند. [238] الزامات کلی برای دانشگاه Abitur است. با این حال، تعدادی استثنا وجود دارد، بسته به دولت، کالج و موضوع. تحصیلات دانشگاهی بدون تحصیل برای دانش آموزان بین المللی باز است و به طور فزاینده ای رایج است. [239] [240] براساس گزارش OECD در سال 2014، آلمان سومین کشور جهان برای مطالعه بین المللی است. [241]

آلمان دارای سابقه طولانی در زمینه آموزش عالی است. دانشگاه های تاسیس شده در آلمان شامل برخی از قدیمی ترین در جهان است، با دانشگاه هایدلبرگ (که در سال 1386 تاسیس شد) قدیمی ترین است. [242] به دنبال آن دانشگاه لیپزیگ (1409)، دانشگاه روستوک (1419) و دانشگاه گریفسوال (1456) است. [243] دانشگاه برلین که در سال 1810 توسط لیبرال اصلاح طلبان آموزشی ویلهلم فون هومبولت تاسیس شد، به عنوان یک مدل دانشگاهی برای بسیاری از دانشگاه های اروپایی و غربی تبدیل شد. در دوره معاصر آلمان، یازده دانشگاه برتر را توسعه داده است: دانشگاه هومبولت برلین، دانشگاه برمن، دانشگاه کلن، TU درسدن، دانشگاه تیبینگن، RWTH آهن، FU برلین، دانشگاه هایدلبرگ، دانشگاه کنستانس، LMU مونیخ و دانشگاه فنی مونیخ [244]


سلامتی


بیمارستان روح القدس در لوبک، که در سال 1286 تأسیس شده، پیشروی بیمارستان های مدرن است. [245]

سیستم مراقبت های بهداشتی آلمان، که به نام "مراقبت های ویژه"، از زمان های قرون وسطی نام می برد، امروزه آلمان دارای قدیمی ترین سیستم مراقبت بهداشت جهانی است که از قوانین اجتماعی بیسمارک در دهه 1880 به وجود آمده است. [246] از دهه 1880، اصلاحات و مقررات سلامت متعادل را تضمین کرده است سیستم مراقبت در حال حاضر جمعیت توسط یک طرح بیمه درمانی تحت عنوان قانون تعبیه شده است، با معیارهای اجازه می دهد برخی گروه ها برای انتخاب یک قرارداد بیمه خصوصی خصوصی را انتخاب کنند. طبق اعلام سازمان جهانی بهداشت، سیستم مراقبت بهداشتی آلمان 77٪ بودجه دولت بود و تا سال 2013 23٪ بودجه اختصاص یافته است. [247] در سال 2014، آلمان 11.3٪ از تولید ناخالص داخلی خود را صرف مراقبت های بهداشتی کرد. [248] آلمان در جهان با امید به زندگی در رده 20 قرار دارد و 77 سال برای مردان و 82 سال برای زنان است و میزان مرگ و میر کودکان بسیار پایین است (4 در هزار تولد زنده). [247]

در سال 2010، علت اصلی مرگ و میر ناشی از بیماری قلبی عروقی بود، در 41٪، و پس از آن تومورهای بدخیم، در 26٪. [249] در سال 2008، حدود 82000 آلمانی به ویروس اچ آی وی / ایدز آلوده شده بودند و 26000 نفر از این بیماری (از 1982 به طور کلی) جان خود را از دست دادند. [250] طبق بررسی 2005، 27 درصد از بزرگسالان آلمانی سیگاری هستند [250] چاقی در آلمان به طور فزاینده ای به عنوان یک مسئله مهم بهداشتی مطرح شده است. مطالعه سال 2007 نشان می دهد آلمان دارای بیشترین تعداد افراد دارای اضافه وزن در اروپا است. [251] [252]






فرهنگ


فرهنگ در دولت های آلمان توسط جریان های فکری و عامیانه عمده ای در اروپا شکل گرفته است، هم مذهبی و هم سکولار. از لحاظ تاریخی، آلمان به عنوان Das Land der Dichter und Denker ("سرزمین شاعران و متفکران")، [253] به دلیل نقش اصلی نویسندگان و فیلسوفان در توسعه اندیشه غرب، نامیده شده است. [254]

آلمان برای چنین سنت های جشنواره های عامیانه به عنوان جواهرات Oktoberfest و کریسمس که شامل مراسم عروسی، کریسمس، درخت کریسمس، کیک Stollen و سایر شیوه ها است، شناخته شده است. [255] [256] از سال 2016 یونسکو 41 املاک در آلمان در فهرست میراث جهانی ثبت کرده است. [257] تعدادی از تعطیلات عمومی در آلمان تعیین شده توسط هر ایالت وجود دارد؛ 3 اکتبر از سال 1990، روز ملی آلمان بوده است، به عنوان "Tag der Deutschen Einheit" (روز اتحاد وحدت آلمان) جشن گرفته شده است. [258] قبل از ادغام مجدد، این روز در تاریخ 17 ژوئن به افتخار قیام 1953 در آلمان شرقی که در آن تاریخ به شدت سرکوب شد، جشن گرفت. [259]

در قرن بیست و یکم، برلین به عنوان یک مرکز بزرگ خلاق بین المللی ظهور کرده است. [260] براساس شاخص برند Nation Anholt-GfK، در سال 2014، کشور معتبر دنیا در میان 50 کشور (پیش از ایالات متحده، انگلستان و فرانسه)، آلمان بود. [261] [262] [263] نظرسنجی جهانی برای بی بی سی نشان می دهد که آلمان برای به دست آوردن تاثیر مثبت ترین در جهان در سال 2013 و 2014 به رسمیت شناخته شده است. [264] [265]






ادبیات و فلسفه

برادران گریم، داستان های مردمی محلی را جمع آوری و منتشر کرد.

ادبیات آلمانی را می توان به قرون وسطی و آثار نویسندگان نظیر والتر فون در ووگلویید و ولفرام فون اسنباخ ردیابی کرد. نویسندگان مشهور آلمان عبارتند از یوهان ولفگانگ فون گوته، فریدریش شیلر، گتثلد افریام لسینگ و تئودور فونتانی. مجموعه ای از داستان های قومی که توسط برادران گریم منتشر شده است، فولکلور آلمانی را در سطح بین المللی به اشتراک گذاشت. [279] Grimms نیز روش های منطقه ای زبان آلمانی را جمع آوری و تدوین کرد و کار خود را در اصول تاریخی آغاز نمود. Deutsches Wörterbuch یا دیکشنری آلمانی، گاهی اوقات به عنوان فرهنگ لغت Grimm شناخته می شود، در سال 1838 آغاز شد و جلد اول در 1854 منتشر شد. [280]

نویسندگان تاثیرگذار قرن بیستم عبارتند از: گرهارت هاپتمن، توماس مان، هرمان هس، هینریش بول و گونتر گراس [281]. بازار کتاب آلمان سومین کشور جهان است، پس از ایالات متحده و چین. [282] نمایشگاه کتاب فرانکفورت مهم ترین در جهان برای معاملات و تجارت های بین المللی است که دارای یک سنت است که بیش از 500 سال است. [283] نمایشگاه کتاب لایپزیگ همچنین جایگاه بزرگی در اروپا دارد. [284]

فلسفه آلمان از لحاظ تاریخی قابل توجه است: کمک گاتفید لایبنیتس به عقلگرایی؛ فلسفه روشنگری توسط امانوئل کانت؛ استقرار ایده آلیسم کلاسیک آلمانی توسط یوهان گوتلیب فیچت، گرگ ویلهلم فریدریش هگل و فریدریش ویلهلم جوزف شلینگ؛ ترکیب آرتور شوپنهاور از بدبینی متافیزیکی؛ تدوین نظریه کمونیستی توسط کارل مارکس و فریدریش انگلس؛ فریدریش نیچه توسعه دیدگاه گرا؛ مشارکت Gottlob Frege به سپیده دم فلسفه تحلیلی؛ کارهای مارتین هایدگر در بنیاد؛ فلسفه تاریخی اسوالد اسپنگلر؛ توسعه مکتب فرانکفورت توسط مکس هورکهایمر، تئودور آدورنو، هربرت مارکوس و یورگن هابرماس به ویژه از تأثیرگذار بوده است. [285]








رسانه ها


بزرگترین شرکت های رسانه ای در آلمان عامل شرکت Bertelsmann، Axel Springer SE و ProSiebenSat.1 Media است. آژانس مطبوعاتی آلمانی DPA نیز قابل توجه است. بازار تلویزیون آلمان در اروپا با 38 میلیون خانه تلویزیونی بزرگ است. [286] حدود 90 درصد از خانوارهای آلمان دارای تلویزیون کابلی یا ماهواره ای با انواع کانال های عمومی و تجاری رایگان برای مشاهده است. [287] بیش از 500 ایستگاه رادیویی دولتی و خصوصی در آلمان وجود دارد، در حالیکه Deutsche Welle عمومی رادیو و تلویزیون رادیو آلمانی در زبان های خارجی است. [288] شبکه ملی رادیو آلمان Deutschlandradio است، در حالی که ایستگاه ARD خدمات محلی را پوشش می دهد.

بسیاری از روزنامه ها و مجلات پر فروش اروپا در آلمان تولید می شوند. مقالات (و پورتال های اینترنتی) با بالاترین میزان انتشار، Bild (تبیلد)، Die Zeit، Süddeutsche Zeitung، Frankfurter Allgemeine Zeitung و Die Welt، بزرگترین مجلات شامل Der Spiegel، Stern و Focus است. [289]

بازار بازی های ویدئویی آلمان یکی از بزرگترین در جهان است. [290] Gamescom در کلن، کنوانسیون بازی های پیشرو در جهان است. [291] سری بازی های محبوب از آلمان شامل Turrican، سری Anno، سری Settlers، سری گوتیک، SpellForce، سری FIFA Manager، Far Cry و Crysis است. توسعه دهندگان و ناشران بازی های مرتبط Blue Byte، Crytek، Deep Silver، Kalypso Media، Piranha Bytes، Yager Development و برخی از بزرگترین شرکت های بازی های شبکه ی اجتماعی مانند Bigpoint، Gameforge، Goodgame و Wooga هستند.






ورزش ها

تیم ملی فوتبال آلمان پس از پیروزی در جام جهانی فیفا برای چهارمین بار در سال 2014. فوتبال محبوب ترین ورزش در آلمان است.

بیست و هفت میلیون آلمانی از اعضای یک باشگاه ورزشی هستند و دوازده میلیون نفر دیگر نیز به طور فردی ورزش می کنند. [310] فوتبال انجمن محبوب ترین ورزش است. با بیش از 6.3 میلیون عضو رسمی، انجمن فوتبال آلمان (Deutscher Fußball-Bund) بزرگترین سازمان ورزشی از نوع خود در سراسر جهان است و لیگ برتر آلمان، بوندسلیگا، دومین بالاترین میانگین حضور در تمامی لیگ های ورزشی حرفه ای را در جهان [310] تیم ملی فوتبال مردان آلمان در سالهای 1954، 1974، 1990 و 2014، جام قهرمانی اروپا در سالهای 1972، 1980 و 1996 و جام فیفا در سال 2017 در جام جهانی فیفا به پیروزی رسید. آلمان میزبان جام جهانی فیفا در سالهای 1974 و 2006 و مسابقات قهرمانی اروپا در سال 1988.

دیگر تماشاگران ورزشی شامل ورزشهای زمستانی، بوکس، بسکتبال، هندبال، والیبال، هاکی روی یخ، تنیس، اسب سواری و گلف هستند. ورزشهای آبی مانند قایقرانی، قایقرانی و شنا نیز در آلمان بسیار محبوب هستند. [310]

آلمان یکی از پیشروترین موتورهای ورزشی در جهان است. سازندگان مانند BMW و مرسدس بنز تولید کننده برجسته در موتور ورزش هستند. پورشه 24 ساعت از مسابقات لومونس 19 بار و آئودی 13 بار (از سال 2017) برنده شده است. راننده مایکل شوماخر در طول دوران حرفه ای او چندین رکورد ورزشی را به ثمر رسانده است و هفتمین مسابقات رانندگان جهانی Formula One را برنده شده است. او یکی از بالاترین ورزشکاران پرداخت شده در تاریخ است. [311] سباستین وتل همچنین در میان پنج بار موفق ترین رانندگان Formula One در تمام دوران است. [312] همچنین نیکو راسبرگ مسابقات فرمول یک در مسابقات جهانی را به دست آورد.

از لحاظ تاریخی، ورزشکاران آلمانی در رقابت های المپیک موفق بوده اند و سومین مدال شمارۀ مدال المپیک در تمام دوران است (با ترکیب مدال های شرق و غرب آلمان). آلمان آخرین کشور بود که در همان سال، بازیهای تابستانی و زمستانی در سال 1936، بازیهای تابستانی برلین و بازیهای زمستانی در گارمیش پارتنکیرشن برگزار شد. [313] در مونیخ میزبان بازیهای تابستانی 1972 بود. [314]







مد و طراحی


طراحان آلمانی به رهبران اولیه طراحی محصول مدرن تبدیل شدند، طراحان Bauhaus مانند میس ون رائه و دیتر رامز براون، پیشگامان اصلی بودند. [315]

آلمان کشور مدرن در صنعت مد است. صنعت نساجی آلمان شامل حدود 1300 شرکت با بیش از 130،000 کارمند در سال 2010 بود که درآمد 28 میلیارد یورو را به دست آورد. تقریبا 44 درصد از محصولات صادر می شود. [316] هفته مدرن برلین و نمایشگاه مد و نان و کره دو بار در سال برگزار می شود. [317]

مونیخ، هامبورگ، کلن و دوسلدورف نیز طراحی، تولید و مراکز تجاری صنعت مد در میان شهرهای کوچکتر هستند. [318] طراحان مشهور از آلمان عبارتند از: کارل لگرفلد، جیل ساندر، ولفگانگ جوپ، فیلیپ پلین و مایکل میالسکی. مارک های مهم شامل Hugo Boss، Escada، Adidas، Puma، Esprit و Triumph. سوپرمودل های آلمانی کلودیا شیففر، هدی کلوم، تیتانا پاتتز، نادیا اورمن و تونی گارن، به جای دیگر، به شهرت جهانی آمده اند. [319]